X
تبلیغات
امیتاب بچن و اخبار بالیوود

امیتاب بچن و اخبار بالیوود

امیتاب بچن واخبار بالیوود

اخبار بالیوود

سلمان خان: تنها یک سوپر استار در بالیوود داریم و همه می دانند که او کیست
همزمانی اکران فیلم "ساوریا"، با فیلم شاهرخ خان، "ام شانتی ام" ، بیشترین تاثیر را در فروش فیلم سلمان خان خواهد داشت. برای خیلیها جالب خواهد بود تا ببینند که آیا سلمان خان می تواند اینبار حریف کینگ خان، لقب شاهرخ خان، بشود؟
آجی دوگان از کار سانتوشنی حیرت زده است
سلمان در حال حاضرقرار داد بازی در چند فیلم جدید  را با سمیر کارنیک و نیکل ادوانی  امضا کرده است. فیلم "رویای لندن " برعکس فیلمهای دیگر سانتوشنی هست.
پوجا دوباره در زندگی خطر می کند
گویا پوجا میزرا از این که بعد از دو سال روابطش با وی.جی به هم خورده نه تنها ناراحت نیست که سرحال تر از همیشه به فعالیت های جدید می پردازد.
سلمان خان چگونه سلمان خان شد؟
در دهه هشتاد می گفتم اگر ده لاخ پول در بیاورم میتوانم در خانه بنشینم و هیچ کاری هم نکنم چون می توانم از بهره پولم زندگی کنم. در آن زمان تنها آرزوی بزرگم بدست آوردن ده لاخ بود.
کارینا کاپور: کاش خواهرم با آبیشک ازدواج کرده بود
لازم به ذکر است اولین بار کاریشما کاپور بود که قید و بند ها را شکست و به عنوان اولین زن خاندان کاپورها پا به عرصه سینما گذاشت و البته پدربزرگ اسطوره ای همچون راج کاپور
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 10:29  توسط امیتاب  | 

اخبار بالیوود

چه کسی مقابل سلمان خان قرار می گیرد؟
کارگردان این فیلم در مورد نقش زن مقابل سلمان خان هیچ حرفی نمیزند اما به نظر می رسد بازیگر پیشنهادی سلمان خان در مقابل او بازی کند.
آیا بی پاشا با هالیوود همکاری می کند؟
وي با اعتراض گفت: "من نيز بالاخره ازدواج خواهم كرد. اگرچه نه به آن سرعتي كه مردم انتظار دارند. من نمي دانم مردم چرا همیشه اصرار دارند که ما يا ارتباط مان را با معشوقه مان قطع كنيم يا ازدواج كنيم! چرا هيچ وقت حد اعتدال را رعايت نمي كنند."
خواستنی و دوست داشتنی ترین بازیگر بالیوود مشخص شد
وي امسال براي بازي در 4 فيلم  قرار داد بسته است كه هر چهار فيلم موضوعاتي متفاوت دارند و در نقاط مختلف جهان ساخته خواهند شد.
خانواده باچان برای نشان دادن عشق و محبتشان هر کاری می کنند
آنها كيكي بزرگ شفارش داده بودند و همچنين بطري هاي شامپاين بود كه در اين میهماني يكي پس از ديگري خالي مي شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:27  توسط امیتاب  | 

اخبار بالیوود

آیا اختلافات شاهرخ خان و همسرش گوری به جدایی می انجامد؟
چند کارگردان بزرگ به همسر شاهرخ خان پیشنهاداتی داده اند که موجب عصبانیت و عکس العمل تند شاهرخ خان شده است.
خداحافظی رسمی کارینا کاپور با شاهد
کارینا دختری پر سر و صدا از خانواده ای اشرافیست در حالی که شاهد پسری آرام از قشر متوسط جامعه است. این دو زمانی تحت تاثیر احساسات و بعضی عقاید خود قرار گرفته و نامزدیشان را اعلام کردند.
آكشي و پريانكا دوباره در كنار هم
آخرين باري كه اين دو هنرپيشه در فيلم "وقت" سال 2005 ويپال شاه(كارگردان) در مقابل هم ايفاي نقش كردند، بعد از اكران فيلم گفته شد كه همسر اكشاي قدغن كرده است كه وي دوباره با پريانكا همبازي شود.
واکنش خیرخواهانه آبیشک به بوسه جنجالی آیشواریا و هرتیک
اما موضوعي كه ديگران از آن خبر ندارند احساس وي نسبت به همبازي شدن آيش با هرتيك در فيلم "جدا اكبر"،مخصوصا بعد از  بوسه جنجالي آن دو در فيلم Dhoom 2، است.
آبيشك،جان و پريانكا در يك مثلث عاشقانه بي همتا
تاكنون قرار بر اين شده است كه جان ابراهام ،پريانكا چوپرا و آبيشك باچان در فيلم جديد كارن كه توسط تارون منسوخاني دستيار قابل اعتمادش كارگرداني خواهد شد،ايفاي نقش كنند. بله حضور آبيشك ،جان و پريانكا در يك مثلث عاشقانه بي مانند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:22  توسط امیتاب  | 

بيو گرافی گويندا [گويندا آهوجا

نام : گویندا آهوجاگویندا آهوجا

 

تاریخ تولد : یکم دسامبر سال ۱۹۶۳

 

محل تولد : ایالت پنجاب هندوستان

 

نام پدر :

 

نام مادر :

 

نام برادران :  یک برادر بزرگ تر از خود دارد .

 

نام خواهران : و یک خواهر کوچک تر از خود دارد .

 

وضعیت تاهل : متاهل

 

نام همسر : سونیتا

 

نام فرزندان : یک پسر دارد

 

نام اولین فیلم : 

 

نسبت هنری : -----

  

زندگی نامه :

 

مادر گویندا خیلی زود و در حالی که گویندا نوجوان بود فوت کرد گویندا که علاقه زیادی

 

 به مادر خود داشته هیچ گاه او را از یاد نبرده و همیشه سعی می کند آرزوی مادرش

 

 را که درست زندگی کردن و کمک به هم نوعان است برآورده سازد .

 

گویندا مدت کوتاهی بعد از ورودش به سینما به فرمانروای کمدی تبدیل شد .

 

و چند سال بعد از رسیدن به موفقیت با سونیتا ازدواج کرد آن ها علاقه زیادی به

 

یکدیگر دارند و گویندا پسر کوچکی دارد که علاقه بسیاری به او دارد .

 

گویندا انسان بسیار مهربان و خوش رفتاری است که تقریبا رابطه خوبی با تمام

 

 بازیگرانی که با آن ها همراه بوده دارد و یکی از معدود بازیگرانی است که مورد

 

توجه همه قرار دارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 14:58  توسط امیتاب  | 

آمدن آميتاب بچن و يانگوم به ايران [عمومي

سلام دوستان گلم

همون طور که در اخبار تلویزیون دولتی ایران دیدید و شنیدید اعلام شد که

 آمیتاب بچن بازیگر بالیوود هندوستان و لی یونگ (یانگوم) بازیگر کره ای

  قرار است که به ایران بیایند !!!

آمیتاب بچنلی یونگ

آمیتاب بچن یکی از بازیگران بزرگ بالیوود که محبوبیت خاصی در

 بین مردم ایران دارد که اکثر مردم با دیدن چهره ی او بالیوود رو

 به یاد میارن و باعث افتخار سینمای بالیوود هندوستان است .

آمیتاب بچن

لی یونگ  به خاطر پخش سریال جواهری در قصر توسط شبکه ۲

ایران این بازیگر محبوبیت ویژه ای بین مردم ایران پیدا کرده که قبل

از این در میان مردم کشورهای آسیای محبوبیت ویژه ای به خاطر

 بازی در همین سریال پیدا کرده و حالا در ایران .

لی یونگ

آیا به نظر شما این اخبار مثل همون اخبار آمدن شاهرخ خان به ایران واسه بازی با

محمدرضا شریفی نیاست ؟؟!!

اما فرقش اینه که اخبار اومدن شاهرخ خان به ایران و مجلات دادن اما این اخبار

رو تلویزیون دولتی ایران داده که معتبرتر هستش .

حالا به نظر شما این ۲ بازیگر میان به ایران ؟؟؟

حالا فرض بگیریم که بیان آیا می زارن مردم ببیننشون از نزدیک و این بازیگرا

با طرفداراشون دیدن کنن ؟؟!!

آیا ازشون دعوت بازی در فیلمی می کنن ؟؟!! اگرم دعوت بازی بشه چه فایده

آیا می تونن اون فیلم و در ایران به نحو احسند بازی کنن ؟؟!!

لی یونگ

به هر حال همون اومدنشونم به ایران و دیدن طرفداراشون یا با خبر شدن از

تعداد طرفداراشون امید است که راه گشای سایر هنرمندان و هنرپیشه گان

برای ورود به ایران شود .

به امید دعوت از بازیگران بزرگ دنیا به ایران و ساختن فیلم های بزرگ و

دعوت از این بازیگران در این فیلم ها و استقبال مردم از سینما برای

پیشرفت سینمای ایران در دنیا که مردم هندوستان نمونه ی بارزی واسه

ایرانیان برای ژیشرفت سینما که نظریه مردم هند اینه که فیلم و باید

در سینما دید و این باعث پیشرفت سینماشون شده پس به امید روزی

که سینمای ایران به جای بزرگی در دنیای سینما رسد .

لی یونگ

لی یونگ

**********************************

آمیتاب بچن

آمیتاب بچن

آمیتاب بچن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 14:53  توسط امیتاب  | 

اخبار بالیوود

روابط عاشقانه بهترین بازیگر هند با بهترین بازیکن فوتبال هند
ديپكا پادوكان بازيگر معروف و تازه وارد باليوود كه امروز 22 ساله شده است، بر طبق گزارشات به استراليا سفر كرده است تا دوستان صميمي اش  از جمله يووراج سينگ را غافلگير كند.
جذابترين آموزش دهنده يوگائي كه جهان تا بحال به خود ديده است
شيلپا شتي ، كه هميشه به عنوان خوش هيكل ترين بازيگر باليوود مطرح بوده است و حال نيز وي يك DVD آموزش يوگا را وارد بازارهاي اروپا كرده است. وي همچنين در این DVD راز تناسب اندامش را فاش مي كند.
بد شانسی گریبانگیر فیلم حدید هرتیک شده است
به طور تصادفي دكترها هم به بازيگر نقش اول و هم به كارگردان فيلم Jodha-Akbar تجويز كردند كه مدتي را استراحت كامل كنند.
عصبانيت كارينااز انتخاب ديپكا بجاي وي
سيف در اين باره خيلي با امتياز علي بحث كرده است اما وي تصميم خود را گرفته است. سيف نيز سرانجام تسليم خواسته وي شد. كارينا از دست امتياز علي خيلي عصباني است.
بازي سيف و بي پاشا در يك صحنه عاشقانه
كارگردان فيلم براي راحتي اين دو بازيگر تا توانسته بود عوامل پشت صحنه را براي آن صحنه به حداقل رسانده بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 14:31  توسط امیتاب  | 

اخبار کوتاه

آمریتا رائو همچنان در نقش دختری جذاب
آمریتا رائو در فیلم "اسم من آنتونی گنزالوز است"نقش دختری جذاب را ایفا می کند!
سلمان خان از حضور در مهمانی هایی که آیشواریا نیز دعوت دارد اجتناب می کند
خیلی کم پیش می آید که سلمان خان با عشق قدیمی خود یعنی آیشواریا روبرو شود. سلمان و آیش هر دو اخیرا به یک جشن عروسی دعوت شدند.
سوها علی خان بیرون انداخته شد
میشرا از اینکه دوباره فرصت همکاری با بازیگر مورد علاقه اش یعنی سوها را از دست می دهد ناراحت است.اما امیدوار است که هر چه زودتر در فیلمی دیگر با وی همکاری داشته باشد.
آنیل کاپور عاشق به رم می رود
در این فیلم آنیل نقش یک نجیب زاده را که بعد ورود زنی جذاب به زندگی اش به رم می رود،بازی می کند.آنیل به خوبی نقش اش را در ذهنش تصور کرده و تصمیم دارد خود لباسهایش را در این فیلم انتخاب کند.
دعوای لفظی بین آمیتاب باچان و امیرخان
در یکی از مصاحبه ها از آمیتاب سوال شد که نظرش درباره ی انتقادهای اخیر امیر خان چیست. آمیتاب جواب داد : "من نمی توانم خودم بگویم که در این فیلم خوب بازی کرده ام یا نه اما شاید بازی ما در این فیلم برای امیر خان قابل فهم نبوده است."
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 20:48  توسط امیتاب  | 

اخبار بالیوود

آیا موفقیت های آیشواریا، آبیشک را ناراحت می کند؟

 آبیشک پسر یکی از بزرگترین بازیگران صنعت سینمای هند است و همسر بازیگر زنی است که این روزها به عنوان" سیب در پای هالیوود" شناخته شده است.
زندگی کردن در میان چنین انسانهایی (یک فوق ستاره با سابقه یعنی آمیتاب باچان و ملکه زیبایی سابق جهان آشواریا رای) تنها راهی است که آبیشک برای فتح دل عاشقان سینما دارد آن هم بعد ازبازی چنان نقش هایی در فیلم "هرگز نگو خداحافظ" و "Guru". و آیا این عوامل راه ورود به سینمای هالیوود است.
اما تا بحال بازی در فیلم های بالیوودی به وی  پیشنهاد نشده است. در حالیکه همسر وی آشواریا رای به هالیوود راه پیدا کرده است و نیز پیشرفت زیادی داشته است. این ملکه زیبایی سابق در فیلم "پلنگ صورتی 2"بازی کرده است و همچنین پدر آبیشک نیز در حال بازی در دو فیلم هالیوودی  است. اما خود آبیشک میگوید که خیلی هم مشتاق بازی درفیلم های هالیوودی نیست مگر اینکه نقشی که به وی پیشنهاد می شود خیلی جنجالی و چالش انگیز باشد.
وی در مصاحبه ای که در یک شبکه خصوصی داشت عنوان کرد : "فکر نمی کنم بازیگران هندی خیلی تمایل به بازی در فیلم های هالیوودی داشته باشند و حاضر باشند که ایفای هر نقشی را در فیلم های هالیوودی بپذیرند."
اگرچه وی در مصاحبه ای با شبکه بین الملل CNN  اعلام کرد که تابحال بازی در یک فیلم مناسب هالیوودی به وی پیشنهاد نشده است. وی افزود اگر بازی در فیلمی هیجان انگیز هالیوودی به من پیشنهاد شود حتما قبول می کنم به نظر من تجربه بسیار خوبی خواهد بود.
وی همچنین افزود: "اما تا کنون بازی در فیلمی خوب و هیجان انگیز به من پیشنهاد نشده است یا فیلم هایی که پیشنهاد
شده اند در نظرم زیاد جالب نبوده اند."
و در مورد حضور همسرش آیش و پدرش آمیتاب چنین گفت: "پدرم و آیشواریا برای شهرت در غرب دراین فیلم ها بازی نمی کنند."
 
وی افزود : "من با دو تا از با استعدادترین بازیگران زن کار می کردم و این اواخر هم با یکی از بازیگر زن مورد علاقه ام ازدواج کردم و فکر می کنم که آنها در زمینه سینما از جایگاه خاصی برخوردار هستند و می توانند الگوی خوبی برای من باشند.
من همیشه به طور مثبت به این موضوع می نگرم و فکر می کنم که آنها انسانهای خوبی هستند که حرفه شان را در راه درست دنبال کرده اند و من نیز دوست دارم مثل آنها باشم و راه آنها را دنبال کنم و اصلا هم به آنها حسادت نمی کنم."
آبیشک در فیلم " Sarkar Raj"با آیشواریا و پدرش هم بازی بود. وی عنوان کرد که بازی با انها در یک فیلم تجربه ای بسیار عالی بود.
"خیلی خوب بود که در این فیلم با همسرم همبازی بودم چون گاهی اوقات ما به خاطر بازی در فیلمی مجبوریم که چند ماه همدیگر را نبینیم اما در این فیلم چند ماه را در کنار هم گذراندیم."
"من و آیشواریا از هر لحظه فیلمبرداری در این فیلم لذت بردیم .حتی قبل از ازدواج هم در جندین فیلم با هم همبازی بودیم."
آبیشک بعد از یک مدت طولانی و تلاش بسیار و بازی در چندین فیلم قبل از فیلم هایی چون "بابلی و بانتی" و Dhoom به یک ستاره سینمایی تبدیل شد.
او سرانجام  بعد از تلاش بسیار به موفقیت دست یافت. در سینمای هند اولین چیزی که خیلی زود فرد یاد می گیرد این است که بعد از ورود به بالیوود باید روی بهتر شدن هیکل اش کار کند و همچنین برای پیشرفت هنر رقص اش در تکاپو باشد و البته هنر بازیگری اش را ارتقا دهد."
آبیشک گفت: "تازه بعد از اینکه فرد بهترین کارگردان ها و بهترین تهیه کنندگان را برای همکاری انتخاب می کند و ورزش می کند وهیکلش را می سازد و تمام تلاشش را برای بهتر بازی کردن در فیلم هایش می کند باز هم همه چی به تماشاچی بستگی دارد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:34  توسط امیتاب  | 

اخبار کوتاه

آیا سلمان و کاترینا از هم جدا شدند؟
او با تمام کسانی که دوست بوده است از جمله آیشواریا،سامی علی و سانجیتا بیجلانی حدود 4 تا 5 سال در ارتباط بوده است و به هیج کدام خیانت نکرده است.
از شیلپا چه خبر؟
مدیر برنامه های شیلپا گفت: "شیلپا عشق جشن عروسی و تمام رقص ها و آوازهای عروسی است اما خود هنوز عروسی نکرده است."
خانواده باچان حامیان یکدیگر
دیده شده است که تمام اعضای خانواده باچان در همه جا مثل حلقه های یک زنجیر از هم حمایت می کنند.
رانی نیز به هالیوود راه پیدا می کند
در اخبار امروز صحبت از همکاری رانی با آدیتیا چوپرا (تهیه کننده) است. وی خیلی دوست دارد در رسانه های گروهی درباره کارهای اخیرش صحبت کند.
سوشمیتا: من متخصص ایدز هستم
وی اضافه کرد:"جلوگیری از پیشرفت این بیماری خیلی سخت است اما تمام تلاشم را می کنم تا  در وضعیت وی بهبودی حاصل شود.الان دیگر من در رابطه با بیماری ایدز متخصص هستم."
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 10:31  توسط امیتاب  | 

اخبار بالیوود

رانی موکرجی، یکی از 10 بازیگر برتر بالیوود، 29 ساله می شود
10 سال پیش زمانی که رانی در اولین فیلمش به نامRaja Ki Aayegi Baraat ایفای نقش کرد کسی فکرش را هم نمی کرد که به چنین موفقیتی در بالیوود دست یابد.
سلمان خان، دلت بسوزد
قرار است که جان نقش یک نوازنده موسیقی را در فیلم "ستاره موسیقی راک" بازی کند. زمانی که ما جان را با موهای بلند به عنوان یک نوازنده موسیقی راک روی صحنه می بینیم  وی واقعا یک نوازنده خواهد بود.
بهم خوردن معامله 36 کروری هرتیک روشن
گفته میشد که هرتیک قراردادی با آلدابز امضا کرده است که طبق آن به وی برای بازی در سه فیلم 36 کرور پرداخت میشد و در واقع وی گران ترین بازیگر بالیوود می شد.
بیپاشا باسو از برنامه هایش میگوید
الان زنگ موبایل بیپاشا آهنگ فیلم Saawariya می باشد وی با اعتراض می گوید که بزودی آهنگ فیلم theGoal که  خودم در آن ایفای نقش کرده ام را، بعد از اکران آن برای  زنگ موبایلم انتخاب خواهم کرد.
کالاسکه ویژه شاهرخ خان
اگرچه شاهرخ خان برای اکران فیلم Om Shanti Om درانگلستان بسر می برد، اما یک هدیه ویژه برای فرح خان خرید و آن هدیه چیزی جز کالسکه سه تایی ست. مثل این که در تصویر زیر مشاهده می کنید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:57  توسط امیتاب  | 

پسرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:31  توسط امیتاب  | 

اخبار بالیوود

ورود هرتیک شماره دو به بالیوود
آیا پدر پسر چشم آبی هارمان باوجا، نیز قصد دارد پسرش را وارد سینمای هند کند و هرتیک دیگری را به بالیوود معرفی کند؟ ببینید این دو چقدر به هم شبیه هستند.
فیلم "آقای سینگ و خانم مهتا " با بازی امیر خان و کارینا در ابهام
اینکه کارینا و ویشال باردواج (کارگردان) بعد از فیلم Omkara که تحسین همگان را برانگیخت، دوباره قرار است در فیلم "آقای سینگ و خانم مهتا" با هم  همکاری داشته باشند.
هدیه ویژه امیرخان به کودکان در روز کودک
برای این مهمانی ،امیر خان یک سالن در باندارا اجاره کرده است .این سالن با بادکنک و دیگر وسائل تزیین خواهد شد.
پریانکا: شایعات من را از پا در آورده اند
پریانکا با بازی در صحنه های خطرناک و ماجراجویانه فیلم اخیرش، حتی بازیگران فیلم "فرشتگان چارلی" را نیز به حیرت وا می دارد.
سلینا جیتلی به دنبال چیست؟
اگرچه تمام بازیگران بالیوود به هر آب و آتشی می زنند تا در فیلم های هالیوودی بازی کنند،سلینا جیتلی جذاب اینگونه نمی باشد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:23  توسط امیتاب  | 

اخبار

سلمان خان و نقشی کوتاه در فیلم ساواریا

 

همان طوری که میدانید سلمان در این فیلم بازی می کند اما نقش او بسیار کوتاه است او نقش یک فرد مسلمان بسیار متعصب را بازی می کند که روی اعتقاداتش پا فشاری می کند

داستان فیلم در مورد یک دختر و پسر  با دو دین متفاوت هندو و مسلمان است که عاشق هم میشوند

فکر کنم خیلی  باید قشنگ باشد

 

 

فیلمی بزرگ  بی هیچ  سرو صدایی

TinyPicimage

مادهوری بعد از چند

 سال دوباره به بالیود بازگشت و در فیلم آجا ناچله  با حضور کانکنا سن شرما و کونال کاپور بازی میکنه که این فیلم از کمپانی بزرگ یاش راج هستش  این فیلم 30کتبر اکران میشه و پیشبینی میشه از بزرگتریتن و پرفروش ترین فیلمهای امسال باشه

ایکلاویا از طرف بالیوود در اسکار

 ظاهراً قراره امسال فیلم اکلاویا برای شرکت در مراسم اسکار و در قسمت مسابقه ، از طرف کشور هند فرستاده بشه.این سومین فیلم شرکت یاش چوپرا است که به اسکار میرود.  اخه من نمیدونم اینا چشمشون کوره که چک د ایندیا رو نمیبینند. مسئول این کار ، پاهلاج نیهالانی است. این شخص مسئول انتخاب و این جور جیزاست. گفته که ما باید یه چیز خاصی در فیلم ببینیم تا اونو انتخاب کنیم. چک د ایندیا چیز خاصی نداشت. درسته که بیشترین فروشو داشت اما دید کارشناسی با دید مردمی متفاوته

آخه یکی نیست بگه بشین بینیم بابا. آخه تو چی حالیته 

شاهرخ خان : من سوپراستار نیستم!
ترکیب شاهرخ و فرح دوباره با ام شانتی ام بر می گردد.شریاس تالپد و دیپیکا هم در ام شانتی ام حضور دارند.این فیلم در مورد تناسخ در جسم تازه است...
کینگ خان برای ما بیشتر از این فیلم می گوید :
جمله ی ام شانتی ام میگه که رویاهاتونو کامل کنید...یه زندگی برای براورده کردن رویاها کافی نیست...آیا تو اینو باور داری؟
اون چیزی که من باور دارم اینه که برای هر زن و مردی،رویا و خیال چیزی ذاتیه.و دلیل بودن من در این فیلم فقط بخاطر اینه که به رویاهای دیگران اصرار کنم...
وهرکسی در زندگیش این شانسو داره که به همه ی آرزوها و رویاهاش برسه.من به این باور دارم که خداوند به همه ی انسانها این شانسو داده...
من همچنین به شانس و قسمت هم باور دارم ... رویاهای بزرگ زندگیو خیلی بهتر می سازن..
اگر بخوام به مفهمو کلی ام شانتی ام توجه کنم ، باید بگم که این فیلم در مورد تناسخ در جسم تازه و حلول هست و اینکه چطور می شه در زندگی دوباره رویاهاتو به حقیقت بپیوندی.البته اگه کسی به تناسخ و تولدی دوباره باور داشته ...اما من باور دارم که تنها یک زندگی وجود داره و باید در همین زندگی رویاهاتو به حقیقت بپیوندی.

هیکل جدید من به من شور و هیجان اینو داده که در فیلمهای اکشن بازی کنم Surprised Surprised
چه چیزی باعث شد که تو روی سیکس پک بری و همچین هیکلی رو درست کنی؟
فرح از من خواسته بود که بدون تی شرت براش برقصم.پسرم فکر میکرد که من یه خورده چاق شدم.من فکر می کنم که هیکل سالم نتیجه ی عقل سالمه.من احساس خیلی خوبی دارم و شور و هیجان بازی در فیلمهای اکشن رو پیدا کردم.چند سال پیش من بخاطر درد کمر داشتم رنج می کشیدم و یه خورده دپرس شده بودم از اینکه نمی تونستم خیلی از کاهارو انجام بدم.اما حالا قوی تر شدم.
آیا برای رسیدن به همچین هیکلی خودتو در فشار قرار دادی؟
من در کل زیاد نمی خورم و برای همین برام سخت نبود که رژیممو کنترل کنم.اما آره من یه 2،3 ماهی سخت کار کردم.من در طی این سه ماه قبل از اینکه آهنگ درد دیسکو رو انجام بدم،بطور منظم ورزش می کردم و مواظب خورد و خوراکم بودم.من باید آمینو اسید و چربی ها و هیدروکربنهایی که روی آتیش درست می شد.شلوارای من گشاد شدن و من احساس خوبی دارم(می خندد Sad )
چند روز پیش من با بچه هام برای شنا به استخر رفته بودیم.وقتیکه از استخر اومدم بیرون ،فهمیدم که یه آدم شیک پوشی شدم.هروقت که خودمو در آینه می بینم خوشحال می شم.امیدوارم که مردم از من در درد دیسکو خوششون بیاد.من در فیلم نقش یه سوپر هیرو رو بازی کردم. شما منو در فیلم یه مرد عاشقی می بینید که پرواز می کنه.
ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:17  توسط امیتاب  | 

عکس

      

                               

                   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 13:9  توسط امیتاب  | 

سلام به همه.عیدتون مبارک

چه خبرا؟خوبین خوشین سلامتین؟خوشحالین ما اپ نمی کنیم ؟ چون احتمال میدم تو این مدت فراموشم کرده باشین خودم رو معرفی میکنم : من امیتاب هستم یکی از نویسنده های این وبلاگ

                  

خب بگذریم اول بزارین از همه شما دوستای خوبم که تو این مدت به وبلاگ زدین تشکر کنم بعد برم سراغه اپم:

علی آقا ها.سیاوش خان.امیر آنلاین .فریده جون. ستاره خانم. ایش عزیزم. اقا محمد.نسیم جون.شهره جون. سانیا و سارینای عزیز. اقا جعفر و محیا جون از همه تون ممنونم.

خوب حالا یه راست میرم سراغه مهمترین اتفاق این چند روز که چیزی نیست جز تولد سوپر استار قرن آمیتای دوست داشتنی خودم.منم به همین مناسبت این دفعه فقط عکس میزارم و امیدوارم از این عکسا خوشتون بیاد اما بزارین قبلش یه تولدت مبارک به آمیت جی بگیم  حاضرین؟! یک دو سه!

happy birthday to you.... happy birthday to you

happy birthday to you amitji

happy birthday to you

خوب حالا نوبتی هم که باشه نوبته عکسای آمیتاست پس این شما و این هم آمیت جی از ۶.۵ ماهگی تا ۶۵ سالگی:

                                         

                

 

 

                                                    

 

                                          

تو این یکی عکس کپی برابر اصل جوونیاشه مگه نه؟

                      

خاطرات آمیتا از کالج شروود که یادتونه حالا بگردین و آمیتا رو بین این همه پسر پیدا کنین:

 

اینم چندتا از عکسای عروسیش:

 

     

 این عکس هم مال فیلم سات هندوستانیه یعنی اولین فیلم آمیتا:

 

 

این هم عکسای متفرقه:

 

الهی! نمیزارن بچه یه لقمه غذا راحت از گلوش پایین بره.اما خودمونیم ها معلوم نیست چند روزه غذا نخورده فکر کنم با جایا دعواش شده برای همین هم جایا چند روزی براش غذا نپخته!!!!

اینم آمیتای ۶۵ ساله:

 

خوب دیگه اینم از آپ این دفعه. هرچند اونجوری که می خواستم نشد اما امیدوارم خوشتون اومده باشه و اگه کم و کاستی هم داشت بزارین به حساب کمبود وقت (یکی نیست به این آمیت جی ما بگه چی میشد یکی دوماه زودتر به دنیا می اومدی) به هر حال بازم ازتون معذرت میخوام و همه تون رو به خدای بزرگ می سپارم (وااااااااااااااای !! چقدر ادبی حرف زدم)

منتظر نظرات قشنگتون هستم.

باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 12:57  توسط امیتاب  | 

بيوگرافی نرگس [نرگس]

به نام خدا

 

نام : نرگسنرگس

 

تاریخ تولد : ۱۹۲۹

 

تاریخ وفات : ۱۹۸۱

 

محل تولد :

 

نام پدر :

 

نام مادر :

 

نام برادران : -----

 

نام خواهران : -----

 

وضعیت تاهل : متاهل

 

نام همسر : سونیل دات

 

نام فرزندان : یک پسر دارد به نام سانجی دات و دو دختر دارد .

 

نام اولین فیلم :

 

نسبت هنری :

 

پسر او سانجی دات بازیگر است .

 

زندگی نامه :

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:49  توسط امیتاب  | 

بيوگرافی سونيل شتی [سونيل شتی]

به نام خدا

 

نام : سونیل شتیسونیل شتی

 

تاریخ تولد : یازدهم آگوست سال ۱۹۶۱

 

محل تولد : هندوستان

 

نام پدر :

 

نام مادر : پریا

 

نام برادران : -----

 

نام خواهران : -----

 

وضعیت تاهل : متاهل

 

نام همسر :

 

نام فرزندان :

 

نام اولین فیلم :

 

نسبت هنری : -----

 

زندگی نامه : 

 

سونیل شتی به مادرش پریا علاقه خاصی دارد .

 

سونیل بعد از مدتی با مانا ازدواج کرد و آن ها صاحب دو فرزند با نام آتیا و آهانا شدند .

 

سونیل علاقه بسیار زیادی به همسر و فرزندانش دارد و زندگی بسیار خوبی را در کنار

 

 آن ها سپری می کند .

 

سونیل شتی یکی از بازیگران بسیار کم حاشیه بالیوود است که شایعات کمی در مورد

 

 او مخصوصا زندگی شخصیش وجود دارد سانجی دات دوست صمیمی و نزدیک اوست .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:47  توسط امیتاب  | 

سلام دوستان دوباره بعد مدتها اومدم دوباره اپ میکنم.

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 23:16  توسط امیتاب  | 

خانوادهای بالیوود

خانواده دهرمندرا

اولين ازدواج دهرمندرا با يکی نزديکان خانواده خود بود،که از او دو پسر و دو دختر دارد.دو پسرش سنی ديول و بوبی ديول هستند که بين همه دوستداران باليوود شناخته شده اند.برادر زاده دهرمندرا ،ابهی ديول نام دارد که کار بازيگريش را آغاز کرده است.ازدواج دوم دهرمندرا با بازيگر مشهور سينمای هند يعنی هيما مالنی بوده است.مادر هيما مالنی جيه چکروتی نام دارد که تهيه کنندگی چند فيلم را بر عهده داشته است و برادر بزرگش، جگا نات است ،او هم به طريقی با سينما ارتباط داشت.دهرمندرا از هيما مالينی دو دختر دارد که يکی ايشا نام دارد و همه او را بخوبی ميشناسند.

خانواده شبانه اعظمی

javed akhtar va shabana azmishabana azmi

شبانه اعظمی (بازيگر زن نام آشنا باليوود)،تنها فرزند شاعر معروف،مرحوم کيفی اعظمی است.مادر او،شوکت اعظمی نام دارد که بغير از بازيگری در تئاتر، در فيلمهايی مثل بازار و غيره...ايفای نقش نموده است.برادر شبانه،بابا اعظمی نام دارد.شبانه اعظمی با شاعر و نويسنده معروف يعنی جاويد اختر ازدواج کرده است.اين دومين ازدواج جاويد اختر بوده.زن اول جاويد، هنی ايرانی نام داردکه از او دو فرزند به اسمهای فرحان و زويا دارد.هنی ايرانی نويسنده و شاعر ميباشد و فيلم آرمان،با بازی اميتاب و انيل کپور اولين فيلمی است که او کارگرانی کرده است .فرحان اختر اولين کارش بطور کارگردان فيلم موفق دل چاهتا هی است و فعلا در حال تکميل فيلم بعديش يعنی لکشی(lakshay)است.مادر تبو(بازيگر خوب حال حاضر باليوود)،رضوانه ناز است،که دختر خاله شبانه اعظمی ميباشد.فرح که قبلا در فيلمها بازی ميکرد ولی حالا در سريالهای تلويزيونی بازی ميکند خواهر بزرگ تبو(تبسم)ميباشد.تبو با زيبا بختيار(بازيگر پاکستانی)نسبت خويشاوندی دارد.زيبا بختيار در ۱۹۹۰ در يک فيلم هندی به اسم حنا در کنار رشی کپور بازی کرده است

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 0:5  توسط امیتاب  | 

آماری کوتاه از فيلمهای اميتاب بچن

jaya pradhajaya bahadurihema maliniparveen babinutan

raakheerekhawaaheeda rehmanzeenat amanmumtaz

کل فيلمهای اميتاب:در کل ۱۲۵ فيلم از اميتاب اکران شده است،که اميتاب در ۲۴ فيلم از اينها بصورت مهمان بازی کرده است و در يک فيلم بنگالی بازی کرده.اگر اين ۲۵ فيلم را در نظر نگيريم،آرمان صدمين فيلم او است که اکران شده است.در سال ۱۹۶۹ اميتاب با فيلم سات هندوستانی(هفت هندوستانی)کار بازيگری را شروع کرد و تا حالا حدود ۳۴ سال است که به حرفه مشغول است.کم کار ترين سالهای بازيگری اميتاب بين ۹۲تا۹۷ بوده است.در اين مدت دو فيلم او با اينکه کامل شده اند ولی اکران نگرديده اند.اسم اين فيلها يار ميری زندگی و ضمانت ميباشد که امکان اکران ضمانت وجود دارد ولی يار ميری زندگی امکان اکرانش نيست.با اينکه از او در فيلمهای زيادی به زبانهای ديگر دعوت شده ولی او فقط در يک فيلم بنگالی با راکهی بازی کرده است.

بازيگر های زن مقابل اميتاب:از بازيگر مشهور آن دوره يعنی وحيده رحمان گرفته تا بازيگر موفق اين دوره يعنی ننديتا داس،در کل اميتاب با ۳۶ بازيگر زن در فيلمهايش بازی کرده.جالب اينجاست که از اين تعداد با ۱۸ نفر، هر کدام يک فيلم بازی کرده.بغير از وحيده رحمان با بازيگران ديگر آن دوره يعنی نوتن،ممتاز و شرميلا همبازی بوده و بعد از آن با بازيگران مثل هيما مالينی،جيه بهادری(بچن)،زينت امان،پروين بابی،نيتو سينگ،ريکها و راکهی بازی کرده که در اين دوره موفق تر بوده است و او را با اين بازيگران بيشتر قبول کردند برای همين اميتاب بيشتر فيلمهايش را با بازيگران اين دوره بازی کرده است و بعد از آن با سری ديوی ،جيه پرادا و ميناکشی موفق بوده است.

بيشترين فيلم:اميتاب با ريکها و راکهی از همه بيشتر ظاهر شده.آنها باهم در ده،ده فيلم بازی کردند.او با ريکها ۱۰ فيلم تکميل کرده است و ريليز(اکران)شده اند،در حاليکه با راکهی يک فيلم بنگالی و فيلم در حال تکميل khakee را بازی کرده است که با اينها ۱۰ فيلم مشود.با ريکها بخاطر شايعاتی که بين آنها بوده ديگر امکان بازی در کنار هم نيست ولی راکهی امکان داره در کنار اميتاب ايفای نقش کند.اميتاب در کنار همسرش(جيه بچن}وپروين بابی هر کدام ۹ فيلم بازی کرده است.پروين بابی ،امکان بازيش در کنار اميتاب کم است ولی جيه بچن امکان بازی در کنار اميتاب را دارد.بعد از اينها هیما مالينی و زينت امان هستند که بيشترين فيلم را در کنار اميتاب بازی کردند.جالب اينجاست که زينت امان هفتمين فيلمش با اميت جی (اميتاب) هفته پيش اکران گرديد(boom).هما لينی هم هفتمين فيلمش با اميتاب باغبان ميباشد که اماده اکران است.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 0:2  توسط امیتاب  | 

نانسي اجرام

شما نانسی را چگونه میشناسید؟

شاید  بسیاری از شما حتی هنگام جستجوی اینترنتی هم اسم نانسی را اشتباه نوشته اید
ولی قبول کنید که هیچ هنرمندی را ان گونه که هست نمیتوان شناخت.

چیزایی که نوشتم تقریبا مجموعه ای ازنوشته ها مصاحبه ها و غیره میباشد.

مشخصات نانسی!

مهربان ورئوف!
او بسار مهربان و بخشنده است .چیزی که نانسی را ناراحت میکند این است که کسی چیزی را بخواهد و نتواند به ان دست یابد

کسی که به چهره خویش اهمیت خاصی قاعل است !
به گفته جیجی لامارا مدیر برنامه های نانسی وی در همان دوران نوجوانی هم زیبایی خاص خودش را داشت اما به خاطرنگرانی از این که در اینده جذابیت خود را از دست دهد و اعتماد به نفس خویش را از دست بدهد باعث انجام دو عمل جراحی روی وی شد.



جاه طلب اما نه به هر قیمتی!
نانسی در گفتگو با خبرنگار کویتی گفت من خیلی نگران اینده ام و همواره در حال نقشه کشیدن برای اینده هستم.
در بخشی دیگر از او پرسید از این که جایزه بهترین خواننده را امسال نگرفته ای ناراحتی
و او جواب منفی داده و تنها چیزی که برای او مهم بوده این است که در دل مردم جای داشته باشد.
کمی حسود از نظر برادرش نبیل! نگفته ها  من میگم.
وقتی برادر نانسی ترانه ای را که ساخته نزد وی میبرد تا نظر او را بداند تنها به گفتن امیدوارم خدا تو را بیشتر کمک کند بسنده میکند ولی اهنگ مورد توجه جیجی لامارا قرار میگیرد و او را تحسین میکند
و این کار باعث میشود که نبیل عجرم در مصاحبه ای ادعا میکند که صدایش از نانسی قویتر است .
خدا عاقبت این خواهر و برادر را به خیر کند.

هنرمند واقعی!
نانسی واقعا بازیگر قابلی هم هست و در اینده شاید بازیگری هم بکنه.

حس کودکانه!
حس کودکانه نانسی همیشه همراه او بوده و عکس قبلی نیز بیانگر حس کودکانه اوست .

شجاعت نانسی و وطن پرستی وی!
همونطور که میدانید نانسی در جنگ لبنان در بدترین شریط از کشورش خارج نشد و در یکی از مصاحبه ها گفته بود من در کشورم میمانم حتی اگر در این راه شهید شوم .
و این کار نانسی به همراه هیفا وهبی باعث شد تا کشور مصر قانونی را که ورود نانسی و هیفا وهبی را به خاطر طرز لباس پوشیدن از داشتن کنسرت در این کشور منع کرده بود بی اساس بداند و قانون را خذف کند.
حالا بگذریم که نانسی میخواسته از کشور خارج بشه ولی فرودگاه ان زمان بم باران شده بود ولی پس از ان به گفته خود نانسی میتوانست از مرزهای زمینی سوریه خارج شود که از این کار منصرف شد.

چگونه گی محبوبیت نانسی از نظر خودش
نظرات نانسی درزمینه ی چگونگی معروف شدن خویش درمجله ی هنرمندان الفنانات ستالایت(16/12/2006):
- ۱رفتار ملوسانه ی برگرفته ازافکارنادین لبکی.
2- چهره ی وی.
3- جلب توجه افرادبه چشمانش.
4- ازطریق سایتها و بلاگرها.
5- سورپریزمردم باآهنگهای جدیدوقشنگش بعدازیک مدت.
6- ایجادکلیپ وعکسهای متنوع باطرحی متفاوت ترنسبت به قبل.
7- خبرگزاری مجلات داخلی وخارجی.
8- تبلیغات گسترده برای کنسرت درهتلهای لوکس درکشورهای مختلف وشرکتهای تبلیغاتی ازجمله کوکاکولا ودیکورنفیل وجی جی لامارا وشرکت موادشوینده ی روضة (زمردین ).
9- آشنایی باشاعرانی چون:نزارفرنسیس وجورج کرم وشیخ ومحمدبکیر(که تهیه کننده نیزمی باشد.)
10- بازی درفیلم احبک آه وللغرام/

اخرین مصاحبه نانسی

نانسی عجرم در مصاحبه با "الشبکه" از رویای رویاها میگوید:

هیچ وقت سعی نکردم دروغ بگویم و هم اکنون خودم را به آرزوهایم نزدیک میبینم.

در طول سه روز همکاری سعید الماروق و نانسی عجرم ویدیو کلیپ جدید "شخبط شخابیط" با برداشتی آزاد از رویاها ، نقاشیها و آرزوهای پاک کودکان رقم خورد.گویی داستان از آنجا آغاز میشود که نانسی سرپرستی کودکی به نام " حامد" را قبول میکند...دوربین سعید ماروق او را در صحنه های بعدی در حالی که در نقش یک مادر برای فرزندش لالایی میخواند به تصویر میکشد و در جای دیگر او نقش مربی کودکستان را بازی میکند که در حال تدریس به آنهاست. او چگونه میتواند به تمامی این نقشها جان ببخشد؟! جر اینکه باید درک صحیحی از کودکی و نگاه آنها داشته باشد؟ او خود میگوید برای درک این کلیپ باید دریچه ای پیدا کنیم به دنیای کودکی های فراموش شده مان . براستی بزرگترین رویا و آرزوی ما آن موقع چه بوده است؟/

همه میگفتند که کودکی از چشمانت میبارد و حالا هم که برای کودکان میخوانی! آیا این مهر تاییدی بر این نظریه است؟

من در طول کارهایم سعی کرده ام از شخصیت اصلی خود جدا نشوم و خودم را به طرزی صحیحی در نظر مردم جا بیاندازم. همیشه گفته ام که هیچ چیز زیباتر از بزرگ شدن کودک درون انسان نیست. مردم به من میگفتند که تو هنرمندی هستی با روحی کودکانه. شاید به همین خاطر بود که دست آخر راضی شدم برای بچه ها بخوانم.
وقتی این همه کودک اطرافت را فرا گرفته اند و تو برای آنها میخوانی چه احساسی داری؟

آن موقعها وقتی که کوچکتر بودم همیشه آرزو داشتم معلم شوم و حالا تقزیبا خودم را به این آرزو نزدیک میبینم. هر چند در تمام طول کار خودم را از بچه ها دور ندیدم . من یکی از همانها بودم.حتی یادم هست که یکبار با خودم گفت ای کاش دوباره کوچک میشدم.
چرا دوست داری دوباره کودک شوی؟

دردسرهایم از وقتی بزرگ شدم بیشتر شد. هیچ چیز جای آزادی دوران کودکی را نمیگیرد. الان احساس میکنم نسبت به زندگی مسولیت بیشتری دارم.

عکسهای تو دربین بچه ها مرا یاد سعاد حسنی( سیندرلای سینمای عرب) می اندازد. خودت چه نظری داری؟

مطمئنم ده سال دیگر به هنرمندی خواهید گفت عکسهای تو مرا یاد نانسی عجرم می اندازد. چه میشود کرد این بازی روزگار است

آیا این درست است که تو گفته ای " این باور نکردنی است که هیفا برای بچه ها ترانه خوانده باشد"؟

خود شما چه فکر میکنید؟ یعنی این حرف را من زده ام؟! به نظر من همه هنرمندان باید به بچه ها توجه کنند و برای آنها کار ویژه ای ارایه دهند

آیا انتظار داری که روزی ترانه های تو در زنگهای موسیقی مدارس زمزمه شود؟

چندان هم بعید نیست. چون این ترانه ها همه بر اساس تعلیم و نصیحت کودکان ساخته شده و مدتها روی شعر آنها کار شده. آنگونه که در خانه و مدرسه و اجتماعات دانش آموزی قابل درک باشد.

 

در رابطه با اینکه به عنوان سفیر یونیسف از طرف سازمان ملل انتخاب شوی چه نظری داری؟

این هم یکی از آرزوهای من است. اما متاسفانه به علت کثرت برنامه ها و مکنسرتهایم هیچ وقت به طور اساسی به آن فکر نکرده ام.


آیا آرزویی داری که برآورده نشده باشد؟

نه یک آرزو که چندین آرزو دارم که هنوز برآورده نشده اند.اما یکی از مهمترین از بقیه مهمتر است که به موقع درباره آن به شما خواهم گفت... نه اصرار نکنید...شاید هم خیلی دور باشد...چون چیزی شبیه طالع بینیهای دور و دراز است./

نانسی بزودی ازدواج میکنه مبارکه -اگه راست باشه-

      يك منبع كاملا موثق خبر ازدواج خانم نانسي عجرم را در روزهاي آغازين سال جديد ميلادي تائيد نمود.

 خانم نانسي عجرم يكي ازجوان ترين خوانندگان جهان موسيقي عربي است كه تصميم به ازدواج گرفته است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 15:43  توسط امیتاب  | 

واکنون چهار فيلم ديگر....................

بی نام

محصول:1974

نوع فیلم:-----------

کارگردان: نارنديت

تهبه کننده:رانجيت وينت

کارگردان موسیقی:ار-دی بورمان

بازیگران:اميتاب بچن-موسمی شاترجی -پريم چوپرا-

توم توم -مادن پوری -هلن

 

فيلمی سراسر ترديد و هيجان اين شايد بهترين تعريف از اين فيلم باشد

اما نبايد از اهنگهای زيبای فيلم نيز غافل شد

 

 

 

18.کاسو تی

محصول:1974

نوع فیلم:درام خانوادگی

کارگردان: اربيند سن

تهبه کننده:اربيند سن

کارگردان موسیقی:کالياند جی اناند جی

بازیگران:اميتاب بچن-هما مالنی -پرن-جانکی دس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

19.مجبور

محصول:1974

نوع فیلم:----------

کارگردان: راوی تاندن

تهبه کننده:پريم جی

کارگردان موسیقی:لاشمی کانت پيرلال

بازیگران:اميتاب بچن-فريده جلال-پروين بابی -پرن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    

             

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

20.روتی کا پادااورمکان(نان لباس خانه)

محصول:1974

نوع فیلم:ادبی-هنری

کارگردان:منوج کمار

تهبه کننده:منوج کمار

کارگردان موسیقی:لاشمی کانت پير لال

بازیگران:اميتاب بچن -شاشی کاپور-منوج کمار-

زينت امان-موسمی چاترجی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:28  توسط امیتاب  | 

ارزو بازیگران

ویوک اوبروی:اون یه دوست واقعیه و یک منتقد صادق و البته یک همبازی فوق العاده.تمام چیزی که من ازش میدونم اینه که دوست خیلی عزیزیه و من معتقدم که دوستی یعنی با هم بودن در همه زمانها.(البته شنیدم که جدیدا روابطشون را بهم زدن.)

 

 آمیتاب باچان:من دوست داشتم که با آیشواریا فیلم رمانتیک بازی کنم اما حیف که من الان 58 سال دارم و مجبورم که نقش پدرش را بازی کنم.(البته این حرف را حدود 4 سال پیش زده ولی مثل اینکه آمیت جی خیلی آیش را دوست داره.)

 

 چاندراچور سینگ:خودداری آیشواریا از بوسیدن من یک مسئله شخصی نبود.(تو دیگه چی میگی؟؟حتما فیلم جوش را میگه).خن

 

 

 دیا میرزا:اینکه شما را با دیگران مقایسه کنن اصلا عادلانه نیست و تواناییهاتون را زیر سوال میبره.آیشواریا فوق العاده زیباست ولی من از این که با اون مقایسه بشم اصلا احساس خوبی نمیکنم.

 

 رکا:در بین مدلهایی که من تحسین میکنم آیشواریا بهترینه.

 

 سوشمیتا سن:ابتدا مردم من و آیشواریا را به اسم میس ورلد و میس یونیورس میشناختن اما بعدا ما را به خاطر بازی و یا چهرمون شناختن.

 

 سوباش گای:آیشواریا خیلی دلپذیرتر و نرمتر از ماهیما چودری و مانیشا کویرالا میرقصه.

 

 آبیشک باچان بعد از بازی با آیش در فیلم کوچ نا کاهو:این دومین فیلمیه که من با آیش بازی کردم.این دفعه ما همدیگر را هم به عنوان دوست و هم به عنوان همبازی بهتر میشناختیم.اون یه نقش فوق العاده داره و من امیدوارم که باز هم باهاش کار کنم.

 

 آجی دوگان:کار کردن با اون جالب بود.ما کاملا با هم خوب بودیم.

 

 نها دوپیا:من معتقدم که اون موفق ترین تحول را در بالیوود داشته.

 

 رانی موکرجی بعد از شایعه در مورد بوجود آمدن شکاف بین روابط او و آیشواریا:از طرف من واقعا مشکلی نیست و هنوز هم او را خیلی دوست دارم.من اوقات خیلی خوشی را با اون داشتم و اجازه نمیدم که موضوعات کوچک در روابط ما خللی ایجاد کنه.زندگی خیلی کوتاهه و جایی برای این موضوعات کوچک وجود نداره.(رانی مهربون)

 

 سانجای لیلا بهنسالی:آیش هنگام کار کردن آدم فوق العادیه و الان هم یکی از دوستان نزدیک منه.من خیلی خوشحالم که همچین فیلمای خوبی با هم داشتیم.اون تمام جزئیات سوپراستار شدن را داره.من او را به عنوان یه هنرپیشه خوب میشناسم و مطمئنم که با هر فیلمی که بازی میکنه بهتر میشه.

 

 بابی دیول:اون خیلی خوشگله.حتی هنگامی که یه تازه وارد بود،شهرت و آوازه ای داشت.من فکر میکنم که اون خوشگلترین میس ورلدیه که تا حالا وجود داشته.ما برای بازی در فیلم "آر پیار هو گیا" در سوییس فیلمبرداری داشتیم و اونجا مردم می ایستادند و به اون خیره میشدند

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 15:7  توسط امیتاب  | 

اسم مستعار

Click to view full size imageهرتيک روشن:دوگو.بولونت

                                      

   شاهرخ خان:سلطان خان SPK

 Aamir Khan   امیر خان:مستر پرفکت

گويندا:چی چی

بابی دئول:بابی جونيور

      سانی دئول:داوپوترا

آکشای کمار:آکی

آبیشک باچان:ای بی جی ار

سيفعلی خان:سيفو .چوته نواب  

      سانجی دات:سانجو بابا

   دیلیپ کمار:تراژدی کینگ

stills-1آمیتاب باچان:بیگ بی

  جکی شروف :جاگ.دادا

سری ديوی:زيبای دوست داشتنی  تندر

آيشواريا رای:زيبای خفته.ملکه باليوود.آيش.گولو

پريتی زينتا:زيبای ربودنی

جوهی چاولا:سيندرلا.ملکه خندهچیرپی چاولا

کارينا کاپور:بی بو

کريشما کاپور:لولو

کاجول:زيبای چشم تيله ایگوسو

بی پاشا باسو:بیپس

هما مالینی:دریم گرل

سوشمیتا سن:سوشن

راوینا تاندون:راوز

رکا:مادام ره

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 15:2  توسط امیتاب  | 

عکس بالوود

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 14:59  توسط امیتاب  | 

زوج های هنری بياد ماندني

سلام دوستان عزیز

برای شروع فکر می کنم این مطلب جالب باشد نظرتون چیه؟!


زوج های هنری بياد ماندني

    Rishi Kapoor — Neetu Singh

 sdc

 

   Amitabh Bachchan — Rekha  

                                                                                                        amih

 

 Shah Rukh Khan — Kajol

sh

 

Anil Kapoor — Madhuri Dixit

                        

                                                                      

                                                                                  Salman Khan — Karishma Kapoor

                                                                           

Hrithik Roshan — Kareena Kapoor

 

                                                                                           Shah Rukh Khan- Juhi Chawl

                                                                                              

Aamir Khan — Juhi Chawl 

ان

 

                                                                                                                                  Hiritik roshan_prity zinta

ئئ

Govinda — Raveena Tandon

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 14:56  توسط امیتاب  | 

امیتاب

   سلام وخسته نباشید خدمت دوستان و عید همتون تبریک میگیم و امیدوارم ساله خوبی داشته باشید.به همین مناسبت و به عنوان عیدی براتون عکسهایی از امیتاب از ابتدا تا کنون میگذارم و امیدوارم لذت ببرید.عیدتون مبارک .خدا حافظ.

      

                           اميتاب ¤ جايا¤ ناوياناويلی ¤ اگاستيا¤در فيلم موهورت

سی چهار سال اميتاب بچن  ...................  

         
         
         
         
         

       
       
       
       
 
         
         
         
         
         

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 20:48  توسط امیتاب  | 

نظر خو اهی

سلام دوستان

میخواستم بگم که از نظر شما خوشتیپ بازیگران مرد و زن کیست؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 10:22  توسط امیتاب  | 

فیلمهای امیتاب

4.پيارکی کاهانی

    

      

                        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   بازيگران:اميتاب-فريده جلال-انيل دهوان-بی پين گوپتا

 توليدکننده:سوندرلال نهتا

  کارگردان:راوی نگيچ

  محصول:۱۹۷۱

يک فيلم دوست داشتنی شايد پله ای برای صعودبه اينده

  5.بنسی برجو

 

                                

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازيگران:اميتاب -جايا بهادری  

توليدکننده:پراکاش ورما        

 کارگردان :پرکاش ورما

  محصول:۱۹۷۲ 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 10:16  توسط امیتاب  | 

بیوگرافی رابرت دنیرو

متن کامل:

لقب : بابی میلک ( شیربرنج ) این لقب را در کودکی به خاطر رنگ سفید پوستش به او دادند. قد: cm178
رابرت دنیرو که به عنوان یکی از برجسته ترین بازیگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نیویورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو هنرمند بودند. در هنرستان Stella Adler و همچنین در یک کارکاه هنری آمریکایی آموزش بازیگری دید. در ابتدا به خاطر فیلم طبل را آهسته به صدا در بیاوربه شهرت نسبی رسید ولی شهرت و اعتبار اصلی را به عنوان بازیگر حرفه ای در فیلم کوچه کثیف در سال 1973به دست آورد.

دنیرو در سال 1974جایزه آکادمی را برای بهترین بازیگر نقش دوم در فیلم پدر خوانده 2احراز نمود ، او برنده جایزه آکادمی به عنوان بهترین بازیگر در فیلم های راننده تاکسی 1976 ، شکاچی آهو1978 ، دماغه وحشت1991 و گاو خشمگین 1980 می باشد. اخیرا ریاست شرکت تولید فیلم خود یعنی استودیوی تربیکا Tribeca را به عهده گرفته است.

شروع کار وی در سال 1993 به همراه Bronx Tale, A .
دارای عنوان پنجم در مجله انگلیسی از میان 100 ستاره سینمائی تمام دوران (اکتبر 1997)
در سال 2002 به عنوان بازیگر آمریکایی ایتالیای معرفی شد. او اغلب در فیلم ها نقش یک آمریکایی – ایتالیایی را ایفا می کند ولی یک تیره ایرلندی نبز دارد .

او دومین بازیگری است که به خاطر ایفای نقش Vito Corleone برنده جایزه اسکار شد. نفر اول مارلون براندو بود که برای ایفای همین نقش جایزه اسکار را از آن خود کرد. رکورد اضافه وزن او برای ایفای نقش در فیلم گاوخشمگین (1980) 60 پوند (حد ود 27 کیلوگرم ) بود ولی 7سال بعد Vincent D’onofrio با اضافه کردن 70 پوند (حدود 32 کیلوگرم ) رکورد او را برای ایفای نقش در فیلم کت تمام فلزی شکست ( 1987 ) .

دنیرو موسس اولین فستیوال Tribeca در ماه می سال 2002می باشد.او تصمیم به احیای دوباره یک فضای تجاری پس از حملات 11سپتامبر داشت که این پروژه نیزاجرا شد.


برای آموزش زبان سیسیلی به خاطر نقش Vito Corleone در فیلم پدر خوانده ، چهار ماه آموزش دید ، تقریبا تمام دالوگهای ویتو به زبان سیسیلی بود. او به عنوان دومین ستاره تمام دوران در کانال 4 بریتانیا انتخاب شد. بد نیست بدانید که او دراین برنامه رقابت نزدیکی با ال چاچینو داشت.

همسران :

Abbott Diahnne ( 1976 – 1988 ) 1فرزند
Grace hightower (17ژوئن 1997- تا کنون ) – تقاضای طلاق، 1فرزند

Drena Deniro (درناد نیرو): دختر خوانده رابرت دنیرو محبوب می شود ، او فرزند Diahnne و همسر سابق او می باشد.

همچنین دنیرو و Diahnne فرزند پسری به نام رافائل دنیرو دارند که او نیز بازیگر است. دنیرو و همسردومش (گریس) در 18 ماه مارس سال 1998 صاحب فرزندی به نام (الیوت) شدند .

رافائل دنیرو ، پسر رابرت دنیرو در استودیو بازیگری " استلاادلر" و " لی استرابرگ" آموزش دیده است.
رابرت دنیرو از ( مریل استریپ ) به عنوان بازیگر مورد علاقه اش برای ایفای نقش در کنارش یاد کرده است .
QUAYE در ترانه اش با نام در خشش یکشنبه از او یاد می کند با این مضمون من یک قهرمان هستم ، همانند رابرت دنیرو.

دنیرو اغلب بازیگر نقشهای خشن و یا شخصیت های روانپریش می باشد.

او صاحب رستورانهای زیادی در نیویورک است. از قبیل Nobu ، layla
رستوران Ago در غرب هالیوود. رستوران Rubicon در سانفرانسیسکو با شراکت فرانسیس فورد کا پولا و رابین ویلیانفر.

دنبرو طبق تشخیص پزشکان مبتلا به سرطان پردستات است. او تحت معالجه می باشد و پزشکان معتقدند که وی به بهبودی کامل خواهد رسید.(اکتبر 2003)

دنیرو و آلپاچینو تنها در یک فیلم با هم بازی کردند که در آن هم تنها در یک پلان دیده می شوند .

در کودکی به خواندن نمایشنامه علاقه نشان می داد. او در جشنواره ای در سال 1981 روبان سبزرنگی را بر یقه اش زده بود که بعدها این به صورت یک سنت درآمد. این روبان یاد بودی بود برای هزاران کودک آفریقایی آمریکایی که در قتلهای زنجیره ای Atlanta, Georgia قربانی شدند (1981-1980). این روبان را یکی از طرفدارانش به او داده بود ، خانواده های قربانیان ماهها این روبان ها را داشتند.

در فیلم فرانک اشتاین نقش اصلی را ایفا کرد. تبدیل کردن او به یک شخص عظیم الجثه مستلزم مهارت های بسیار زیادی بود چون Kenneth branagh که نقش دکتر فرانک اشتاین را بازی می کرد با او هم قد بود بسیاری از حقه های سینمایی که بعدها در فیلم ارباب حلقه ها برای بزرگ جلوه دادن افراد جادوگرها و غول ها به کار رفت ، قبلا در فیلم فرانک اشتاین برای عظیم الجثه نشان دادن دنیرو در برابر بقیه بازیگران به کار گرفته شده بود.


نظرات شخصی :

استعداد و زکاوت در انتخاب ها است .
تظاهر نکردن چیز مهمی است.
مردم سعی نمی کنند که احساسات خود را بروزدهند آنها سعی بر پنهان کردن آن دارند.
دوست ندارم فیلمها ، خودم را تماشا کنم وقتی آنها را می بینم خوابم می گیرد.
برخی از مردم گمان می کنند که بازی در فیلم آسان است و کمدی دشوار ولی من اینطوری فکر نمی کنم .

از نظر من هالیوود شبیه یک طایفه است و بازیگران نیز مثل اهالی این طایفه هستند. واقعیت این است که آنها [ تهیه کنندگان ] به دنبال تکیه گاه هستند. باید نظری به ساختار تمام استودیوها بیاندازید تا متوجه منظور من شوید. آنجا اشخاصی هستند که مثل والدین شما می مانند. سرمایه را آنها دارند و به ما بازیگران می گویند ما شما را دوست داریم و نمی توانیم بدون شما فیلم بسازم. من سالها در میان این افراد بودم و فکر می کنم که من می توانم این کار را حتی بهتر از آنها انجام دهم. برای همین هم Tribeca را تاسیس کردم. (8 ژانویه 1998 – شیکاگو)

به پاریس ، لندن و همچنین به روم علاقه دارم و به آنجا سفر میکنم. اما باز هم می گویم هیچ جا نیویورک نمی شه . نیویورک درحال حاضر سرگرم کننده ترین کشورجهان است.

هیچ وقت مثل بازیگرانی نبودم که خودم را به عنوان یک شخص دلفریب جلوه دهم. (من باید زود تصمیم بگیرم که آیا یک بازیگر و یا یک شخصیت هستم ! )

دستمزدها:
آن را تحلیل کن (2002) 20 میلیون دلار
زمان نمایش (2002) /517 میلیون دلار
هدف (2001) 15 میلیون دلار
ملاقات باوالدین (2000) 5/13 میلیون دلار
این را تحلیل کن (1999) 8 میلیون دلار
رانین (1998) 14 میلیون دلار
آخرین پیشوای سیاسی (1976) 200هزار دلار+پورسانت سود
راننده تاکسی (1976) 35 هزار دلار
جشن عروسی (1969) 50 دلار
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 9:50  توسط امیتاب  | 

کوتاه و خواندنی درباره جان ابراهام

 

کوتاه و خواندنی درباره جان ابراهام                          

جان پنجابی است.

بازیگر مورد علاقه او رانی موکرجی است.

جان کمی پیش از ورود به بالیوود نامزدی کوتاه مدتی با ریاسن داشته است.

راوینا تاندون یکی از معدود کسانی است که قبل از به شهرت رسیدن جان او را می شناخته و با او رابطه صمیمی داشته و برای ورود او به بالیوود نیز تلاش زیادی کرده است.

صدای جان ابراهام در فیلم "جسم"صدای خودش نیست و از دوبلور استفاده شده است.

جان عادت به ورزش و بدنسازی داردو روزانه حدودا دو ساعت ورزش می کند.

او علاقه زیادی به غذا خوردن نداردو از پرخوری متنفر است.غذای مورد علاقه او سالاد و مقدار زیادی اب میوه است.

جان وقتی کوچک بود علاقه داشت تا باستان شناس شود و علت ان هم علاقه فراوانش به اهرام مصر و مومیایی ها و دایناسورها بود.به همین علت همیشه کتابهای زیادی در این مورد خوانده و اطلاعات فراوانی داشت اما در سن نوجوانی نظر او به طور کلی تغییر کرده و به طور جدی تصمیم گرفته تا فوتبالیست شود.در حالی که تیم مورد علاقه او تیم انگلستان بوده و ارزو داشته بتواند روزی در ان بازی کند و حالا نیز او همچنان این علاقه را حفظ کرده و با وجود مشغله زیاد فوتبال را نیز دنبال می کند و هرگاه بتواند بازی می کند.

به جز فوتبال و بدنسازی جان عاشق شناست.

او شناگر ماهری است و علاوه بر دوره های پیشرفته شنا دوره های تخصصی غواصی را نیز گذرانده است.

یک روز خوب و کامل برای او شامل بودن در کنار خانواده و دوستانش است همراه با شامی دونفره همراه با نور شمع و موزیک ملایم با کسی که دوستش دارد.

جان علاقه فراوانی به مادرش دارد و همه جا عنوان می کند که به او افتخار می کند و از اینکه نژادی اریایی و ایرانی دارد خوشحال است.

او انسان بسیار عاطفی و رمانتیکی است و ان طور که خودش می گوید شعار همیشگی اش در زندگی این است :"عشق بی منتها و بخشنده است. همیشه بایدعاشق باشد;اما از عشق هیچ توقع و انتظاری نداشته باشد".

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:59  توسط امیتاب  | 

رانی مو کرجی

رانی مو کرجی

تاریخ تولد :21 مارس 1978

محل تولد :مومبای ،هند

اگر بنا باشد هر بازیگری را با نامی بشناسیم بی شک رانی موکرجی با صدای گرفته اش در هر جایی قابل شناسایی خواهد بود.دختر بامزه کریشنا و رام موکرجر که تقریبا تمام خاندانش جایی در این صنعت دارند.جوی موکرجی ،شوموکرجی ،کاجول،تانوجا،بیسواجیتا،موشمی ،جاترجی و ...گویی این ها از همان بدو تولد در هند در این عرصه بوده اند پس جای تعجبی نداشت اگر رانی او هم وارد عرصه رقابت بشود چرا نباید او را بازی می دادند؟ با چهره ای که یک دختر بنگالی را تداعی می کرد ،اما حرفه اش تا مدتها هیچ سکوی پرتابی نداشت .

امروز او به شدت و به جدیت روی حرفه اش متمرکز شده است او می خواهد تا چیزی را که همیشه می خواسته بدست بیاورد یعنی نقشی که مال هیچ کس نباشد ،نقشی که بتواند اثر گذار باشد اکثر آثارش ا در کنار گوویندا ایفا کرده و بدشانسی اینجاست که در آثار گویندا جایی برای عرض اندام یک قهرمان زن وجود ندارد.

رانی به جای آن که قهرمان فیلم باشد قهرمان چهره اول فیلم ها بود و این ماجرا از روی پرده سینما پشت دوربین هم سرایت کرده و بازار شایعات داغ شد.

اولین فیلم وی «راجی آیاگی بدات »نام داشت که در آن نقش یک قربانی را ایفا می کرد ،فیلم های بعدی اش هم چیزی برای برایش نداشت تا اینکه نوبت رسید به غلام ساخته ویکرام بات که در آن در مقابل امیر خان بازی داش او تا انتهای فیلم باعث آزار امیر خان می شود و اخر سر او را مجذویپب می کند همین طور براحتی دل تماشاگران را بدست می آورد و همه نام او را را به خاطر می سپارند

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 22:2  توسط امیتاب  | 

سلمان خان گفتگو

سلمان خان گفتگو [سلمان خان]


آبیشک از دوستان بسیار صمیمی من است.

در هفته قبل و بعد از اینکه خبربر هم خوردن رابطه آبیشک و ایشواریا منتشر شد.

نامه ای را برای ابیشک فرستادید که در رسانه ها نیز بازتاب گسترده ای داشت....

ابیشک از دوستان بسیار صمیمی من است و احترام خاصی برای او وخانواده اش

قائل هستم. ما روزهای زیادی را در کنار هم گذرانده ایم.متاسفانه رابطه ابیشک با

ایشواریا ازابتدا هم اشتباه بود و من در همان زمان هم به ابیشک هشدار داده بودم

که مراقب باشد تا اتفاقی که برای من افتاد برای او رخ ندهد ولی ... به هر حال بعد

ازاینکه متوجه شدم این را بطه بر هم خورده است واقعا خوشحال شدم چون بهتر از

هر کسی من هستم که در حال حاضر ابیشک را درک می کنم و می دانم که بر او چه

گذشته است. با نامه ای برایش فرستاده ام در واقع قصد همدردی و به نوعی حتی تبریک برای او داشتم .

از این موضوع بگذریم.این روزها تعداد فیلمهایی که در آن حضور دارید آنقدر زیاد شده که شمارش آن کمی سخت شده است....

میخندد بله . البته تعدادی از این فیلم ها را به عنوان بازیگر مهمان قبول کردم مثل زمانی که در لندن در حال بازی در فیلم رویاهای لندن بودم. ویپول شاه کارگردان فیلم سلام لندن به سراغم آمد و از من خواست تا برای چند سکانس در فیلمش بازی کنم ومن هم فبول کردم وچند فیلم دیگر هم هست که اینگونه نقش در آن دارم.اما فیلم های اصلی که در حال بازی در آنها هستم رویا های لندن.سلام عشق.باجیرو مستانی وشریک می باشد.فیلم های عزیز من و پدر عروس بابل را نیز آماده نمایش دارم که بزودی اکران می شوند

ولی به نظرم میرسد بیشتر از این تعداد باشد.نه؟

چند قرارداد دیگر هم دارم که هنوز بازی درآن فیلمها را شروع نکردم. بعد از اتمام بازی در این چند فیلمی که گفتم به سراغ بازی در فیلمهای دیگر میروم.

این پرکاری وحشتناک روی کارتان تاثیر منفی نمیگذارد؟

مطئمنا از همین تاثیر منفی میترسیدم که چند فیلم دیگرم را فعلا معلق گذاشته ام تا کارم در این فیلم ها تمام شود و بعد به سراغ آنها بروم. تعداد فیلمی که در حال حاضر مشغول بازی در آنها هستم تمام وقت وتوانایی ام را گرفته است و به همین دلیل است که تعدادش را بیشتر از این نمی کنم.

پس با این حساب به هیچ کار دیگری هم نمی رسید؟

مثلا چه کاری....؟

کارهای شخصی وخانوادگی....

کارهای شخصی من همین سینماست و خانواده من هم همگی در کارهای سینمایی هستند. من خانواده من و سینما از هم جدا نیستیم.

و ازدواج....؟

سئوال بسیار عجیبی است.قبلا هم د رچند مصاحبه دیگر اعلام کرده ام که فعلا با ااین موضوع کاری ندارم و دوست دارم بدون فکر به ازدواج به کارهای سینمایی ام برسم.

ولی سن شما رفته رفته بالاتر میرود و ازدواج سخت تر می شود....

اصلا مهم نیست این همه سال مجرد بودم چند سال دیگر هم به آن اضافه شود اتفاق عجیب وغریبی نمی افتد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:59  توسط امیتاب  | 

آكشي كومار، ستاره‌ باليوود | سينمای هند

آكشي كومار، ستاره‌ باليوود: كــالاي روي طـاقچـه نيستـم


    
    
    
    (راجيو باتيا) معروف به آكشي كومار بي‌‌شك ثابت كرده كه در سينماي هند تنها (بازي كردن) كليدي براي ستاره شدن نيست. موفقيت‌هاي او حاصل چندين عامل مختلف است كه البته اظهار احساسات كردن برابر دوربين‌ها در زمره اين عوامل نيست. نام كوچك او (راجو) است. او در هفتم سپتامبر 1967 به دنيا آمد و اكنون 39 سال سن دارد. همسر آكشي كومار،‌(تويينكل خانا) كه در سال 2000 با وي ازدواج كرد نيز خود از بازيگران سينماي هند است. آنها يك پسر به نام (اراو) دارند.

    وقتي آكشي كومار هنوز در حال تحصيلات دانشگاهي بود چشمانش را به عالم سينما گشود ولي براي رسيدن به شهرت و ستاره شدن سختي‌هاي بسياري را متحمل شد و چندين نوع كلاس از كلاس بازيگري گرفته تا هنر‌هاي رزمي را با موفقيت پشت سرگذاشت. با اين حال به بانكوك رفت و در آن جا يك مغازه كوچك اغذيه فروشي داير كرد كه طاقت نياورد و دوباره به بمبئي بازگشت و در اولين فيلم خود (سنگارش)1991( ) كه به كارگرداني (راج سيپي) ساخته شد بازي كرد. آن فيلم خيلي بي‌‌سر و صدا اكران شد و هيچ‌كس نمي‌‌دانست كه هنرپيشه آن زمان به يك قهرمان هنري بدل خواهد شد. يك سال بعد فيلم (خيلادي) ساخته (عباس موستان) اوضاع را تغيير داد. اين فيلم كه درباره يك عده از دانشجويان بود، فروش خيلي خوبي داشت و همه مردم كار آكشي كومار را به عنوان يك (رقصنده ماهر) پسنديدند. بزرگ‌ترين و تاثيرگذارترين فيلم آكشي كومار (سبزبادا خيلادي) نام داشت كه سرشار از حركات نمايشي و صحنه‌هاي اكشن بود. موفقيت در اين فيلم اين عقيده را در بين مردم ايجاد كرد كه نام (خيلادي) براي (آكشي كومار) خوش يمن است. به همين خاطر پس از آن آكشي در چندين فيلم با همين نام بازي كرد. فيلم‌هايي همچون (خيلاديان كاخيلادي)، (آقا و خانم خيلادي) و حتي (خيلادي بين‌المللي)!
    در سال‌هاي اخير آكشي كومار اعتماد بيشتري به خود پيدا كرده و استعدادهاي جديدي در خود يافته است. او سعي كرده به جز فيلم‌هاي اكشن در فيلم‌هايي با تم‌هاي متنوع‌تر و جديد‌تر همچون فيلم‌هاي عاشقانه و كمدي نيز ظاهر شود. با اين وجود آكشي كومار هنوز هم در نظر دوستداران فيلم‌هاي هندي يك قهرمان اكشن قابل اعتماد و مثبت است كه تنها زماني به پول اهميت مي‌‌دهد كه بتواند با آن آدم بدها را بترساند. از فيلم‌هاي معروف آكشي كومار مي‌‌توان به پيرهرا پري، خانواده كه در آن با آميتا باچان هم‌بازي بود، دوستي، ديوانه هوپاگال، گارام ماسالا، وقت، بي‌‌وفا،‌ انسان، اعتراض، تلاش، خاكي، خيلادي 420 و... اشاره داشت. در اين جا بخش‌هايي از مصاحبه جديد آكشي كومار كه پس از اكران موفقيت‌آميز آخرين فيلمش (پيرهرا پري) صورت گرفته است را مي‌‌خوانيد: با اين كه او را در اتاقك مخصوص گريم در (فيلم سيتي) از خواب بيدار كرده‌ام، باز هم كاملا خوش برخورد است. او تازه از سفر خود از اسپانيا بازگشته و در آنجا يك برنامه هم اجرا نموده است. به خاطر همين از كارهاي خود كمي عقب افتاده و بايد اين تاخير را جبران كند. ساعات كارش فشرده شده و مجبور است فقط مدت كوتاهي آن هم در اين اتاقك استراحت كند و بعد فورا سرصحنه فيلمبرداري فيلم (جان من) برود. يك زيرپوش ركابي و يك شلوارك بلند به تن دارد و پا برهنه است.
    گاه به گاه خودش را كش و قوسي مي‌‌دهد، چشم‌هايش را مي‌‌مالد و ناخودآگاه چانه‌اش را به روي زانويش تكيه مي‌‌دهد ولي به سوالات با روي خوش و كامل پاسخ مي‌‌گويد. تنها چيزي كه صحبت‌هايمان را قطع مي‌‌كند تلفن (تويينكل) همسر آكشي است كه مي‌‌گويد براي شام حتما به خانه برود چون غذاي دريايي دارند. سوالاتم را پس از پايان مكالمه آنها آغاز مي‌‌كنم تا حداكثر استفاده را از فرصتم بنمايم:
    - از استقبال مردم از فيلم (پيرهرا پري) راضي هستي؟
    _ راستش را بخواهيد تا حدي از خبرها ترسيدم. مي‌‌گويند ركورد شكسته است. وقتي پول به صنعت فيلمسازي ما سرازير بشود من خوشحال مي‌‌شوم چون احساس مي‌‌كنم يكي از افرادي هستم كه به اين هواپيما سوخت مي‌رسانم.
    - انتظار اين استقبال را داشتي؟
    _ راستش را بخواهيد فكر مي‌‌كردم در حد متوسط باشد نه اين‌قدر شديد. اميدوارم كارگردان نخواهد دنباله‌اش را بسازد. ساختن دنباله فيلم‌ها هميشه هم موفقيت‌آميز نيست.
    - دوست داري مدرسه هنرهاي رزمي بازكني؟
    _ اگر كسي را مي‌‌شناسي كه جاي مناسبي براي اين كار دارد بهم بگو واقعا دوست دارم اين كار را بكنم ولي جايي براي آن ندارم. مدتي پيش دولت، محلي دورافتاده را به من پيشنهاد داد ولي آنجا آن‌قدر پرت بود كه خودم هم نمي‌‌توانم بروم چه برسد به بچه‌ها.

    - قهرمان‌هاي اكشن تو چه كساني هستند؟
    _ بروس لي و جكي چان. بروس لي هميشه در يك خط مبارزه مي‌‌كند و جكي چان دايره‌وار حركت مي‌‌كند و من فقط اداي مبارزه را درمي‌آورم. (مي‌‌خندد)
    - تعطيلات چطور بود؟
    _ من تا به حال يك ماه مرخصي نرفته بودم. مدت‌ها پيش يك هفته و چند روز به مسافرت رفتم ولي اين دفعه خيلي عالي بود. پسرم (اراو) را به بانكوك بردم ولي در سفر به بارسلونا، مادريد و مارسيا فقط من و همسرم بوديم.
    - در اسپانيا با گاوهاي نر هم دويدي؟
    _ با گاوهاي نر نه، ولي دنبال مردي كه كيف پولم را زده بود دويدم. تويينكل خيلي نگران بود و مي‌‌گفت بگذارم برود ولي من نمي‌‌توانستم جلوي خودم را بگيرم. آن‌قدر دويدم تا بالاخره كيفم را پس گرفتم.
    - فيلم‌هاي تو هميشه پرفروش هستند مثل فيلم‌هاي (خان)‌هاي باليوود. (منظور اميرخان، سلمان‌خان و شاهرخ‌خان است.)
    _ من هميشه دوست دارم فيلم جديد بازي كنم و هنر‌هايم را ارائه بدهم. خوشحالم كه فيلم‌هايم فروش بالايي دارند ولي باز هم تشنه پيشرفت هستم. سعي مي‌‌كنم يك هنرپيشه كليشه‌اي نباشم. هم اكشن بازي مي‌‌كنم هم نقش منفي هم عشقي و هم كمدي. ولي نمي‌‌خواهم كاست فيلم‌هايم روي طاقچه‌ها دست نخورده بماند. نمي‌‌خواهم محدود باشم ولي افرادي عليه من هستند كه نمي‌‌خواهند حق مرا به من بدهند. نمي‌‌توانند از يك هنرپيشه كه از ميان مردم عادي وارد باليوود شده و حتي يك پدرخوانده يا حامي هم ندارد حمايت كنند. با اين وجود از اين كه مي‌‌گوييد فيلم‌هايم پرفروش هستند ممنونم.
    - تا به حال در چند فيلم بازي كرده‌ايد؟
    _ 106 فيلم.
    - و احساس مي‌‌كنيد از شما تقدير به عمل نيامده است؟
    _ تاحدي. مردم كار مرا مي‌‌شناسند ولي منتقدان نمي‌‌خواهند مرا قبول كنند.
    - چرا از آنهايي كه درباره شما شايعه پراكني مي‌‌كنند شكايت نمي‌‌كنيد؟
    _ چون من يك مردم! دوست ندارم وقتي اوضاع بروفق مرادم نيست ديگران را مقصر جلوه دهم. به نظرم شكايت كردن از يك نفر بچگانه است.
    - درباره شايعاتي كه پيرامون شما و (پريانكا چوپرا) بر سر زبان‌ها افتاد بگوييد.
    _ هيچ موضوعي بين ما نيست. اين حرف‌ها اصلا حقيقت ندارد. ما در چهار فيلم موفق با هم همبازي بوديم و فكر مي‌‌كنم همين موضوع سبب ايجاد آن شايعات بي‌‌اساس شد. ولي اين حرف‌ها خيلي زود فراموش مي‌‌شوند.
    - همسرتان چه نظري دارد؟
    _ او هم هيچ اهميتي به اين شايعات نمي‌‌دهد.
    - بدترين حرفي كه تا به حال درباره خودتان شنيده‌ايد چه بوده است؟
    _ يك بار يك صحنه بدلكاري مشكل را انجام دادم و خيلي راضي بودم ولي يكي از بازيگران گفت كار سختي نبود.
    مگر از طبقه بيست و يكم ساختمان پريده‌اي پايين! آن حرف برايم خيلي سنگين بود.
    - و بهترين حرفي كه درباره خودتان شنيده‌ايد؟
    _ وقتي كه همان بازيگر چند روز پيش به من گفت هنرپيشه محشري شده‌ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:51  توسط امیتاب  | 

برترین فیلم های بالیوود

برترین فیلم های بالیوود

1 - شعله ( sholay ):درمندرا ، آميتاب پاچان ، سانجيو كمار ، امجد خان ، هما ماليني ، جايا پاچان
2 - ما با شما چه نسبتي داريم ( hum aapke hain kaun ):سلمان خان ، مادوري دكشيت ، آنوپام كر ، مونيش بهل
3- عاشقان عروسها را مي برند( dilwale dulhaniya le jayenge ):شاهرخ خان ، كاجول ، آمريش پوري
4- مغول اعظم (  mughal -e-azam ) : پريتويراج كاپور ، دليپ كمار ، مادهو بالا ، دورگا كوته
5- وصال ( sangam ) : راج كاپور ، راجندرا كمار ، ويجنتي مالا
6- ما دل داده ايم يار (  hum dil de chuke sanam ) : سلمان خان ، آيشوريا راي ، آجي ديوگان
7- مادر هند ( mother india ) : نرگس ، سونيل دات ، راجندرا كمار ، راج كمار
8- امر اكبر آنتوني ( amar - akbar - anthony ) : آميتاب پاچان ، وينود كانا ، ريشي كاپور ، شابانا عظمي ، نيتو سينگ ، پروين بابي
 9-  بوبي ( bobby ) : ريشي كاپور ، ديمپل كاپاديا ، پرن ، فريده جلال
10 - راجا هندوستاني (  raja hindustani ) : امير خان ، كريشما كاپور
11- زنجير (  zanjeer ) :آميتاب پاچان ، جايا پاچان ، اجيت ،پرن
12 - اسم من دلقك (  mera naam joker ) :راج كاپور ، منوچ كاپور ، كيسنا ، راجندرا كمار ، درمندرا ، ريشي كاپور
13- اسيد (  tezaab ) :آنيل كاپور ، مادوري دكشيت ، آنوپام كر ، كرن كمار
14- دل (  dil ‌) : امير خان ، مادوري دكشيت ، آنوپام كر ، جاويد جفري
15 -  مشعل (  mashaal ) : دليپ كمار ، آمريش پوري ، وحيده رحمان ، آنيل كاپور
16- دوداس (  devdas ) :شاهرخ خان ، آيشوريا راي ، مادوري دكشيت ، جكي شروف
17 - قدرت و ايمان( dharam veer ):درمندرا ، جيتندرا ، زينت امان ، نيتو سينك، ايندراني موكي جي
18- ورود ممنوع (  no entry ) : آنيل كاپور ، سلمان خان ، فردين خان ، بي پاشا باسو ، ايشا دئول ، لارا داتا ، سلنيل جتلي
19- ديوار (  deewaar ) : آميتاب پاچان ، شاشي كاپور ، نيتو سينگ ، نيروپا روي ، پروين بابي
20 - دوداس ( devdas ) : دليپ كمار ، سوچيترا سن ، ويجنتي مالا
21- يك طوري مي شه ( kuch kuch hota hai ):شاهرخ خان ، راني مو كرجي ، كاجول ، سلمان خان ، فريده جلال
22- ماليات ( lagaan ) : امير خان ، گريسي سينك
23- گاهي شادي گاهي غم ( kabhi khushi kabhi gham ) : آميتاب پاچان ، جايا پاچان ، شاهرخ خان ،  كاجول ، هريتيك روشن ، كرينا كاپور
24- زخمي (  ghayal ) : ساني دئول ، مينا كشي ، آمريش پوري
25- كار خود به شيوه خود ( andaaz apna apna ) : امير خان ، سلمان خان ، كريشما كاپور ، راوينا تاندون
26- سيتا و گيتا (  seeta aur  geeta ) : درمندرا ، سانجيو كمار ، هما ماليني ، مانو راما
27- بگو عشق هست (  kaho naa pyaar hai ) : هريتيك روشن ، آميشا پاتل
28- رام لكن (  ram lakhan ) : آنيل كاپور ،جكي شروف ، مادوري دكشيت ، ديمپل كاپاديا
29- رام و شام (  ram aur shyam ) : دليپ كمار ، وحيده رحمان ، ممتاز
30- نصيب (  naseeb ) :آميتاب پاچان ، ريشي كاپور ، شاتروگان سينها ، هما ماليني ، رينا روي

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 12:42  توسط امیتاب  | 

از هالیوود

پاريس هيلتون به همراه نيكول ريچي و جوئل مادن ( دوست پسر هيلاري داف ) جشن تولد 26 سالگيش رو در بورلي هيلز جشن گرفت اين جشن در تاريخ 17 فوريه برگزار شد در اين جشن مادر پاريس و دوست پسرش استاروس نياروس هم شركت كردند

 

***

جنيفر گارنر و ريز ويترسپون در سانتا مونيكا

اين دو بازيگر موفق هاليوود ناهار با هم در رستوارن Blue Plate بودند

 

***

اسكارلت يوهانسون در تور جهانگرديش كه قراره به 10 كشور دنيا سفر كنه در هند به سر ميبره

اسكارلت به مدرسه اي در هند رفت و با دانش آموزان ديدار كرد

 

***

نيكول كيدمن و كيث آربان شب قبل از مراسم اسكار در بورلي هيلز

جالبترين نكته اسكار امسال نگاه هاي غضبناك نيكول به تام بود!!!!

 

***

ديويد بكهام هم به همراه ويكتوريا به مراسم اسكار اومد

شايد روزي بياد كه ويكتوريا يا ديويد براي گرفتن جايزه بزرگترين رويداد سينمايي جهان روي سن برن!!!!


 دانیل رادکلیف ، بازیگر نقش هری پاتر از سلسله فیلم های هری پاتر ، مقام دوم را از نظر گران قیمت بودن دستمزدها در هالیوود داراست.

به گزارش پایگاه اینترنتی الجزیره، روزنامه انگلیسی سن نوشت دانیل 17 ساله تنها سال گذشته 6.6 میلیون لیره استرلینگ (13 میلیون دلار) دریافت کرد.
ماری کیت و آلی اولسن، دوقلوهای 20 ساله با دریافت 20 میلیون لیره استرلینگ در سال 2006 در راس فهرست بازیگران گرانقیمت قرار دارند.

لندسای لوهان، بازیگر و خواننده آمریکایی و داکوتا وانینگ، بازیگر 13 ساله آمریکایی با سه و دو میلیون لیره استرلینگ در ادامه این فهرست قرار دارند.



نیکول ریتچی در دادگاهی که می توانست او را به 1 سال زندان محکوم کند توانست از خود دفاع کند و از این مجازات رهایی یابد.
این هنرپیشه در دادگاه هفته گذشته ثابت کرد که هنگام دستگیریش در ماه دسامبر به علت مستی از مواد مخدر استفاده نکرده بوده است.
وکیل وی روز گذشته در آخرین جلسه این دادگاه حاضر شد و حکم برائت وی را گرفت.
در صورتیکه نیکول در این دادگاه محکوم می شد می بایست یک سال را در زندان سپری می کرد زیرا او در سال 2003 به علت مصرف مواد دستگیر شده و با قید ضمانت آزاد شده بود.
این هنرپیشه در ماه دسامبر چنان مست بود که خیابان یک طرفه را در جهت مخالف با خودرویش طی می کرد . افسران پلیس بعد از متوقف کردن خودروی او مجبور شدند وی را به سختی از ماشینش خارج کنند زیرا او به علت مستی جان تکان خوردن نداشت.

به گفته افسر مسئول این پرونده ریتچی در لحظه دستگیریش به مصرف ماری جوانا اعتراف کرده بود.
جشن تولد جنیفر آنیستن در کنار نامزد سابقش


هموطن آنلاین _ وینس ون با وجود پایان یافتن رابطه اش با جنیفر آنیستن به او کمک کرد تا سی و هشتمین سالگرد تولد خود را جشن بگیرد.
کانتری کاکس صمیمی ترین دوست جنیفر آنیستن و اعضا گروه فیلم " دوستان " در این جشن تولد که در برولی هیلز برگزار شد شرکت جستند.
این هنرپیشه در ساعت 7 شب به همراه وینس ون نامزد سابق خود به مجلس تولدش وارد شد.

در این جشن تولد کوچک ساندرا او ، دیوید اسپید ، پاتریشیا آرکوئت و کیتی نجمی حضور داشتند. این مراسم تا ساعت 11.30 شب طول کشید.
آنیستن و ون در سال 2005 بعد از حضور در فیلم " جدایی " با هم نامزد شدند اما در دسامبر گذشته به طور رسمی به رابطه خود پایان دادند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 12:30  توسط امیتاب  | 

هرتیک

ریتیک روشن
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 12:22  توسط امیتاب  | 

بیوگرافی بازیگران مشهور هالیوود

Al Pacino Al Pacino

........  آل پاچینو  ........

آلفردو جیمز پاچینو 25 آوریل 1940 در شهر نیویورك بدنیا آمد. تبارش سیسیلیایی هستند. پس از آنكه پدرش كه یك بنا بود خانواده را رها كرد الفردوی دو ساله توسط مادر ، مادربزرگ و پدربزرگش بزرگ شد. علاقه چندانی به تحصیلات آكادمیك نداشت اما اشتیاقش به بازیگری باعث شد تا در دبیرستان هنرهای نمایشی منهتن پذیرفته شود. در 17 سالگی مدرسه را ترك كرد و چندین سال به كارهایی متفرقه روی آورد كه بیشتر شغل های پستی بودند مانند تحویل جنس در محل ، كنترلچی ، باربر و سرایدار مجتمع مسكونی ، اما در تمام این مدت هرگز فعالیت بازیگری را رها نكرد.
سرانجام پس انداز مالی اش به او اجازه داد تا در مدرسه ی بازیگری هربرت برگهاف ثبت نام كند و زیر نظر Charles Laughton بازیگری را آموزش ببیند. در سال 1966 به Actors Studio رفت و دو سال بعد به خاطر اجرای قوی اش در نقش یك روانی در اجرای نمایشنامه The Indian Wants the Bronx برنده جایزه Obie شد. در سال 1969 نقش آفرینی اش در اجرای صحنه ای Does the Tiger Wear a Necktie جایزه Tony ‌‌‍[ معادل اسكار در تئاتر ] را برنده شد و باعث شد تا بازیگری را با نقش كوچكی در Me , Natalie ( فرد كویی ) شروع كند. به دلیل اجرای بسیار عالی اش در نقش یك معتاد ولگرد در فیلم The Panic in Needle Park ( شاتزبرگ ) برای ایفای نقش سخت و كلیدی مایكل كورلئونه در The Godfather ( كاپولا ) برگزیده شد كه حاصلش نامزدی اسكار بهترین بازیگر مرد نقش مكمل بود. شخصیت مایكل كورلئونه نقش محوری ادامه ساز پارامونت بر پدرخوانده شد و آل پاچینو به نامزدی دریافت اسكار بهترین بازیگر مرد دست یافت. 
وی پس از هفت بار نامزدی جایزه اسکار و بعد از گذشت 29 سال از اولین نامزدی اسكارش ، برای فیلم Scent of a Woman موفق به دریافت اسكار شد. وی در سال 2003 نیز برای بازی در فیلم تلویزیونی Angels in America موفق به دریافت جایزه Emmy شد. آل پاچینو از معدود بازیگرانی است كه در یك سال برای بهترین بازیگر نقش اول و بهترین بازیگر مكمل نامزد دریافت اسكار شد. همچنین آل پاچینو یكی از تنها چهار نفری است برای بازی در یك نقش در دو فیلم دنباله دار موفق به نامزدی دریافت اسكار شد. ( برای بازی در نقش مایكل كورلئونه در پدر خوانده 1 و 2 ) علی رغم موفقیت در سینما آل پاچینو عاشق صحنه تئاتر است و در سال 1977 با اجرای نمایشنامه The Basic Training of Pavlo Hummel دومین جایزه Tony خود را دریافت كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 21:12  توسط امیتاب  | 

سلام دوستان امیدمارم از مبم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 12:17  توسط امیتاب  | 

ایشا ديول [ايشا ديول

نام : ایشا دئول   تاریخ تولد : ۲ نوامبر ۱۹۸۲  محل تولد :هندوستان  پدر :درمندرا   مادر هیما مالینی قد: ۱۶۸   حرفه بازیگری   تعداد آثار : ۱۲ اولین فیلم: { کوی مری دیل سه پوچ } هیچ کس حتی حدس نمیزد که او یک روز بازیگر سینما بشود.ایشا دئول در خوشبینانه ترین حالت می توانست یک بازیکن فوتبال باشد یعنی یکی از بازی هایی بود که همیشه به آن عشق می ورزید و امروز هم آن را با علاقه وحرارت دنبال میکند.در حقیقت او حتی رای مناسبی هم آورد که کاپیتان تیم فوتبال شود .البته این مسئله مربوط به زمانی میشود که مدرسه را پشت سر گذاشته بود وقدم به کالج می گذاشت همان زمان بود که تصمیم گرفت بازیگری را به عنوان حرفه تمام وقت انتخاب و دنبال کند. والدین اش هر دو از ستارگان بزرگی بودند که باعث افتخار  جامعه سینمای هند می باشند.درمندرا و هیمامالینی در نقش پدر مادرش می توانستند بزرگترین چتر حمایتی وی باشند پس او فقط میبایست به صنعت سینمای هند معرفی میشد اگرچه درمندرا چندان ازاین موضوع استقبال نکرد و نمی خواست ایشا هنرپیشه شود .اما بعد هااز نظر خود بازگشت واجازه داد تا او هم سینما را تجربه کند. ایشا پیش از این با هنر رقص آشنا بود او میخواست خودش را به سوی یک هنرپیشه توانا متمایل کند پس تمرین بازیگری را آغاز کرد ودر مدرسه بازیگری ثبت نام نمود .وقتی درمندرا به او قول داد که اورا در تبلیغ  یکی از محصولات خانگی اش بازی خواهد داد ایشا از ذوق نمیدانست چه کار بکند . بانی کاپور  همسر  سری دوی یک نقش فوق العاده خوب را در{کوی مری دیل سه پوچ} به او پیشنهاد میکند و اشا اولین گام بازیگری را بر میدارد نقش مقابل او توسط آفتاب شیو دا سانی ایفا می شد. فیلم مثل بمب در گیشه صدا میکند و مردم او و کاراکترش را به خوبی می پذیرند ایشا از آن زمان تا کنون آثار فراوانی رادر کارنامه اش به ثبت رسانده اما هیچ گاه به عنوان یک ستاره درجه یک شناخته نشد .او فقط یک بازیگر خوب است ّهمین ! برادرانش سانی وبابی هنرپیشه هستند آنها برادران ناتنی او هستند . یک بازیکن حرفه ای فوتبال است . برای اولین فیلم خود بیش از ۸ جایزه دریافت کرد . یک هوادار دو اتشه فوتبال است .هنرپیشه مورد علاقه او آیشا واریا  است .مدتی آریا بابای نامزد او بود .فارغ التحصیل تکنو لوژی کا مپیوتر و هنر رسانه ای از دانشگاه آکسفورد است و انگلیسی را کامل صخبت میکند. دوست صمیمی آیشاواریا و آبیشک باچان است. عطر مورد علاقه او { است درس پلوسورس } است.مدت ها تحت آموزش رقص قرارداشت .  کو  یی مری دیل سه پوچ  ۲۰۰۲    ناتوم جانو ناهوم  ۲۰۰۲   کیا دیل نه کا ها  ۲۰۰۲   کورا لیا هه توم  ۲۰۰۳    خط کنترل  ۲۰۰۳   یووا ۲۰۰۴   آییتا از هو تو   ۲۰۰۴   دوم  ۲۰۰۴   داس  ۲۰۰۴    پیر هیرا پری 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 12:14  توسط امیتاب  | 

عکسی از کاجول

 

Send Flowers in India to Kajol from an Indian Florist

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 11:56  توسط امیتاب  | 

آميتا به همراه زوج سينمايی خود رکا [آميتا باچان]

 

نام: آمیت شریواستاوباچان پدر: هریوانش رای باچان مادر: تجی باچان تاریخ تولد:11اکتبر1942 محل تولد: الله آباد هندوستان نام های مستعار:ب بزرگ -مرد شماره یک صنعت-جوان خشمگین- شاهنشاه بالیوود. قد:191 حرفه: بازیگر تهیه کننده تعدادآثار:156 اولین فیلم:نقش انور علی در{سات هندوستانی}{1969} یک پسرجوان باریک اندام دراز ونحیف در آپارتمان خود واقع در بمبئی نشسته وبا بی حوصلگی گیتار خود را کوک می کند او باید تصمیم خودش را بگیرد می بایست که به کلکته بازگردد او تاکنون بازیگر صحنه تئاتر یک گوینده برنامه رادیویی ویک مدیر شرکت باربری بود. و حالا به بمبئی آمده تادر صنعت فیلم جایی برای خود پیدا کند اما در اولین تست بازیگری اش رد می شود چرا؟چون آن ها صدا وقامت خیلی بلند او رادوست نداشتند. سات هندوستانی به عنوان اولین فیلمی که بازی کرد اصلا خوب نبود و همین اورا به تفکر وا داشت . او همیشه می توانست شغلی در شرکت کوبری دانت قدیمی بدست بیاورد یا حتی آن طور که بعد ها در مصاحبه ای به شوخی اظهار کرد فروشنده شیر بشود اما عاقبت شانس در خانه او را هم کوبید .جایا دوری هنرپیشه موفق خانم که بعد ها همسر او شد به همراه چند نفر از دوستانش او را پیدا میکنند وتصمیم می گیرند تا این جوان اندوهگین را از غار تنهایی اش بیرون بکشند. برای همین سراسرشب را به جشن و پایکوبی می گذرانند. صبح که می آید بازیگر جوان قطار را از دست می دهد و هرگز دوباره به کلکته باز نمیگردد. این صحنه یکی از روزهای اوایل دهه هفتاد بود و آن جوان هم آمیتا باچان کسی که کاراکترش در اولین فیلم به سال 1968 وبا کارگردانی کی عباس سایه ای از یک مرد خشمگین جوان را عینیت بخشید. تصویری باشکوه از خود بازیگر که سال ها بعد ادامه یافت. قد بلند و صدای تربیت نشده اش از همان آغاز نقطه ضعف بزرگ او به شمار می رفت و در تضاد با چهره ستاره مانند او بود.این تیم رویایی جاوید اختر وسلیم خان بودند که فیلنامه زنجیر را نوشتند آنها با این کار حرفه فیلم باچان را اصلاح کرد و حتی توانست تاریخ فیلم هند را دگرگون کند. دیالوگ های او به آرامی اما با حالتی تهدیدکننده ادا می شد حالتی عمیق به صدایش بخشید و آموخت که گام هایش را خرامان بردارد حالا دیگر در پس این سال ها نگاه او کسل کننده نیست و حتی افسانه مرد عصبانی که با زنجیر آغاز شده بود تا امروز که در دهه شصت زندگی به سر میبرد توانسته از شمایل یک سوپر استار محبوب را ترسیم کند.درسوم ژوئن1973 با جایا بادوری ازدواج کرد. صدای بریتون اش علامت مشخصه وی می باشد. پر افتخار ترین هنرپیشه هندوستان است. کمپانی چند منظوره ای با نام آبی سی ال به راه انداخته. داور مسابقه ملکه زیبایی جهان در سال 1995 بود. از نوعی بیماری عضلانی رنج می برد. گیاه خوار است. مجری وتهیه کننده نسخه هندی برنامه چه کسی می خواهد میلیونر بشود؟است.اولین هنرپیشه است که از آسیا وارد موزه چهره های مومی مادام تو سو شده است.در بالیوود بالاترین دستمزد را دریافت می کند. پیش از چاری چاپلین سر لانس اولیویه ومارلون براندو به عنوان بازیگر هزاره از سوی شبکه بی بی سی انتخاب می شود. زوج هنری وی رکا می باشد. در فیلمهای بسیاری از جمله سیل سیل و طوفان آواز خوانده است. ووقتی دخترش در سال 97 دختری به نام {ناویلی} به دنیا می آورداو هم پدر بزرگ می شود. دربرخی از کارهای عام المنفعه با دولت هندوستان همکاری میکند . پدرش درژانویه 2003 در گذشت.مبتلا به آسم می باشد.نام سینمایی محبوبش روی ویجی می باشددر 20 فیلم سینمایی نامش همین بوده است.دارای دو مدرک در رشته هنری بوده است. هرگز نقش کوتاهی را قبول نمیکند مگر نام نقشش جداگانه در تیتراژبیاید. برای آواز اکثر فیلم هایش سوباش بونبسله بود که به جایش می خواند. برای فیلم عکس 2001 به همراه بازیگر مانوچ باچ پای از ارتفاع دو متری می پرد و جالب آن که آنزمان 58 سال داشت. سال1996 آلبومی به نام بابی آبی را منتشر می کند که باز خوانی ورمیکس آوازهایی بود که پیشتر در فیلمها خوانده می شد. در سال 1984 از سوی دولت هند مدال افتخار و جایزه {یادام شری} را می گیرد. او تنها بازیگری است که هر سال یک کار موفق را در کارنامه داردو البته این ماجرا 15 سال است که ادامه دارد. یعنی از اکران از بمبئی به گوا در 1972 تا آخرین راشتا در 1986. در بعضی از دو یا سه نقش را همزمان ایفا کرده مثلا: دون-کاسمه واد-دش پریم و..... آشنایی نزدیکی با ایندیرا گاندی دارد. برای فیلم سات هندوستانی در 1969 مبلغ 5000 روپیه دستمزد گرفت. برای فیلم یک ریشته: پیوند عشق در سال 2001 مبلغ یک میلیون دلار دستمزد گرفت.در جشن تولد 61 سالگی اش شرکت قیلمسازی خود را که پی از چند سرمایه گذاری ور شکست شده بود دوباره راه اندازی می کند.نقش مادر او رادر اکثر فیلم هایش {نیروپارای}ایفا میکرد که آخرین بار در {لال پادشاه} با او همبازی بود.

درمقام تهیه کنندگی:

ماژور ساب 1998 عکس 2001 ویرود 2005 تری مری ساینه 1996 مری تیو داتا1997

در مقام بازیگر: آناند 1970 جابان 1972 ماسالای گرم 1972 نمک حرام 1973 زنجیر 1973 سوداگر 1973 آبیمان 1973 مجبور1994 شعله 1975 فرار 1975 دیوار 1975 عدالت 1976 امر اکبر آنتونی 1997 مقدر که سکنر 1987 بی شرم 1978 سینما سینما 1979 شان 1980 شاکتی1982 نمک حلال 1982 کولی 1983 مرد 1985 شاهنشاه 1988 خانه شماره 13 1991 اعجوبه 1991 انسانیت 1994 بد میان چوته میان 1998 بیوی نامبروان 1999 سلام برادر 1999 آرمان 2003 باغبان 2003 خاکی 2004 دیو 2004 ضمانت 2004 مشکی 2004 بابل 2005

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 15:44  توسط امیتاب  | 

رانی موکرجی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 15:39  توسط امیتاب  | 

ادامه فيلمهای سال ۷۵.....................

ضمير

محصول:۱۹۷۵

نوع فیلم :اکشن

تهیه کننده : بی ار چوپرا

کارگردان:راوی چوپرا

کارگردان موسیقی:سپم چاکاروارتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازیگران :امیتاب بچن- سارابانو- وينود خانا-مادان پوری-شامی کاپور

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 14:46  توسط امیتاب  | 

مصاحبه ی شاهرخ درمورد دون

 سلام. خوبين؟ قبل از مطلب ايندفعه يه خبر خوب دارم برای اونايی که دلشون ميخواد زبان هندی ياد بگيرن و دنبال يه مرجع کامل ميگردن. يکی از دوستان قديمی من و يکی از اولين بچه های باليوودی٬‌ آقای حميد مرادقلی٬ يه کتاب سه جلدی برای آموزش زبان هندی نوشته و چاپ کرده به اسم «خودآموز زبان هندی و اردو». اين کتاب سه جلد داره به همراه ۴ تا سی دی آموزشی. جلد اول اين کتاب آموزش الفبا و اعداد هست٬ جلد دوم دستور زبان و جلد سوم هم فرهنگ لغات هست. فکر میکنم منبع خيلی کامل و مناسبيه برای کسانيکه ميخوان زبان هندی رو ياد بگيرن... اگه کسی ميخواد اين کتاب رو بخره ميتونه به من بگه٬ من شرايط کامل خريدش رو بهتون ميگم و به اين آقا حميد سفارش ميکنم زودتر کتاب رو بهتون برسونه...

ديگه اينکه ۸ اکتبر تولد گوری٬ خانم شاه عزيزمونه که من يه جورايی ويژه قبولش دارم! تولدش پيشاپيش مبارک باشه و ايشالا سالهای سال کنار همسر گل و بچه های ماهش سلامت و موفق زندگی کنه....

 Image hosting by TinyPic

حتما خبر داريد که اين روزا بازار دون حسابی داغه و شاهرخ و بقيه عوامل فيلم همه جا دارن تبليغ فيلم رو ميکنن. ايندفعه ميخوام يه مصاحبه از شاهرخ براتون بنويسم که درباره ی دون هست. اميدوارم خوشتون بياد...

* به نظر ميرسه که دون انتخاب عجيبی برای بازسازيه! هيچ چيز استثنايی درباره ش وجود نداره که اونو يه فيلم خارق العاده کنه.... نه يه افسانه ی کلاسيکه٬ نه يه بلاک باستر بينظير نه هيچ چيز خاصی نداره که بخوان دوباره بسازنش...

ــ ميدونم منظورتون چيه. دون يه انتخاب ايده آل برای بازسازی نيست. فيلم سرگرم کننده ايه ولی از اون فيلمهای خيلی بزرگ و باشکوه که همه درباره ش حرف بزنن و بحث کنن مثل دوداس يا شعله يا امر اکبر آنتونی نيست. ولی من خيلی براش هيجان دارم چون دون فيلميه که از وقتی بچه بودم تماشا ميکردم. اگه ازم بخوان ۶ تا از فيلمهای مورد علاقه مو اسم ببرم يکی از اونا دون هست. يه احساس شخصيه٬ از بچگی اين فيلمو نگاه ميکردم و ميگفتم واووو کاش منم مثل آميتاب بچن بودم! . حالا دارم اين نقش رو بازی ميکنم. از بعضی جهات برای دون خيلی بيشتر از دوداس نگران هستم و هيجان دارم چون دوداس مربوط به زمان قبل از من بود و من هيچ مرجعی برای تقليد نداشتم و خودم اونجوری که خودم فيلمو برداشت کرده بودم بازی کردم. ولی دون فيلميه که مال زمان خودمه٬ هنوزم از حرکات آميت جی در فيلم اصلی تقليد ميکنم و هنوزم دارم با آميت جی فيلم بازی ميکنم. به نظرم دون يکی از باحالترين و هيجان انگيزترين فيلمهای زمان خودش هست... و در کنار همه ی اينا يه فيلم سرگرم کننده و جالبه... همه ی اعضای تيمی که دون رو ميساختيم همه از طرفدارای اين فيلم هستن و بارها ديدنش. و فکر ميکنم حالا که کسی مثل فرهان(اختر) تونسته يه چيز الهام بخش توی اين فيلم پيدا کنه٬‌پس حتما فيلم خوبيه! با خودم ميگم اينا نسل جديد هستن که دارن درباره ی يه فيلم قديمی فکر ميکنن و سعی ميکنن با ديد خودشون بازسازيش کنن٬ پس من هم بايد پيش برم و کمکشون کنم.... البته ميدونم که مقايسه هميشه هست٬ مردم حتما بازی منو با آميت جی مقايسه ميکنن و شايعه هايی هم پيش مياد ولی حتی اونا هم برای من جالب و هيجان انگيزه. 

Image hosting by TinyPic

* فرهان اختر جزو اون کارگردانهای هندی معمول شما نيست. حتما بايد وقت زيادی صرف کرده باشی تا به روش کارگردانی جدی اون عادت کنی... روش خشک و مستقيم کارگردانی فرحان تا حد زيادی با روش کارگردانی کارن جوهر يا ياش چوپرا که محيطی خيلی صميمی و دوستانه بينتون هست فرق ميکنه.

ــ فرهان يه مرد باهوش٬ جوان و متفکره. کارگردان خوبيه و تا حالا هم کارهای خوبی انجام داده و ان شاالله در آينده کارهای بهتري هم انجام ميده. چيزی که درباره ی فرهان دوست دارم اينه که اون بيش ازاندازه دچار وحشت و دلهره ی بازسازی يه فيلم بزرگ نبود. هيچوقت سعی نکرد يه چيزی رو بيش از اندازه بزرگ کنه يا سعی کنه يه کار خارق العاده انجام بده. اون فقط فيلم رو اونجوری که خودش احساس کرده بود ساخت. هيچوقت نگفت بايد اينو بهتر يا بزرگتر از فيلم اصلی بسازيم٬ فقط کار خودشو کرد و به برداشتهای خودش از فيلم اصلی تکيه کرد. فرهان روش فيلمسازی خودشو داره ولی اونقدرا هم که قبلا شنيده بودم سخت و غيرقابل تحمل نبود!‌ سر صحنه ما شوخی ميکرديم٬ جک ميگفتيم٬‌سيگار ميکشيديم٬ حرف ميزديم.... من اون اول بهشون گفتم: ببينيد بچه ها شماها وقتی فيلمبرداری نميکنين خيلی خوب و باحالين! ازاين به بعد سر صحنه هم همينجوری باشين! .... بعضی وقتا اتفاقات جالب و شيرينی هم پيش ميومد٬ مثلا يه بار فرهان يهو فيلمبرداری رو قطع کرد و اومد پيش من و بهم گفت: شاهرخ تو از اينکه داری اين فيلمو بازی ميکنی راضی هستی؟!! از بازی تو فيلم ما لذت ميبری؟! و من گفتم البته که راضيم و لذت ميبرم. فهميدم که اين موضوع برای فرهان و تيمش مهم بوده که من از کار با اونا راضی باشم٬ و اين منو خيلی خوشحال کرد. حتی يه نامه ی ۳ صفحه ای هم براشون نوشتم که البته هيچوقت بهشون ندادم....!‌ براشون نوشته بودم شماها بچه های خيلی خوبی هستين٬‌ فقط شايد يه کم بايد بيشتر درک کنين که بازيگرا هم آدمای بدی نيستن! بايد همگی راحت باشيم و با تفريح و لذت فيلم بسازيم... البته فکر ميکنم فرهان چون جوونه بالاخره يه جاهايی بايد جديتش رو هم نشون بده تا همکاراش هم همين جديت رو درکارشون بخرج بدن تا گروه کنترل بشه....  

Image hosting by TinyPic

* سناريو داره عوض ميشه... فيلمسازهای متمدن حالا بيشتر از روشهای متمرکز و تنظيم شده (شايد بهتره بگيم هاليوودی) برای فيلم ساختن استفاده ميکنن. سعی ميکنن خيلی دقيق و منظم باشن و ....

ــ اين «دقيقه ای» کردن کارها برای من يه جورايی مسخره ست! هميشه هم سر اين موضوع سر به سرشون ميذاشتم! من اينجوری نميتونم کار کنم٬ نميتونم چون اونا خيلی دقيق و سر ساعت کارهاشونو انجام ميدن منم خودمو تغيير بدم! اونا هم بايد اينو بفهمن که بالاخره منم اونقدر حرفه ای و کارکرده هستم که اگه يه خورده هم شُل بگيرم به کارم لطمه ای نميخوره.... همچين چيزی سر سودس هم برام اتفاق افتاد: يه خانمی بود يکی از مسئولين فيلم٬ اوايل فيلمبرداری وقتی من داشتم گريم ميکردم ميومد وايميستاد و زل ميزد به من! يه بار بهش گفتم چرا وايسادی منو نگاه ميکنی؟! گفت ميخوام ببينم چقدر طول ميکشه درست کردن موهاتون تموم بشه! بهش گفتم مگه ديوونه ای؟!! فقط به من بگو چه ساعتی بايد آماده باشم٬‌همين. بگو و برو پی کارت اينجا برای چی وايسادی؟!!... لازم نيست بگی نيم ساعت برای اين کار وقت ميذاريم٬‌يک ربع برای اون کار٬ ۱۰ دقيقه برای چايی خوردن...!! مسخره ست!! فقط به من بگو چه ساعتی با من کار داری٬ بعد خودم ميدونم چطور تنظيم کنم که به موقع به کارم برسم. اونموقع من سر موقع آماده بودم و اون خانم هم فهميد و بعدش بهم ميگفت شاهرخ کارکردن با تو خيلی راحته...  

* مسائل در جلوی دوربين هم داره عوض ميشه... همه ی اون قهرمانهای عاشق پيشه و رومانسهای بيش از اندازه بزرگ شده و .... داره عوش ميشه.

ــ اولا که فيلمبرداری دون رو شروع کرده بوديم من هی با خودم ميگفتم آخه اين چه وضع فيلمبرداری کردنه!! بعد به خودم ميگفتم شايد من خيلی قديمی فکر ميکنم و نميخوام تغيير رو بپذيرم٬‌ فکر ميکردم خيلی پير شدم و به همون روشهای خودم چسبيدم و دور و برم همه دارن تغيير ميکنن و شايد به طرز فکر قديمی من ميخندن!! پس بهتره همينجوری کار کنم و روشهای جديد رو هم ياد بگيرم. يه مدتی همه ش با خودم کلنجار ميرفتم که اين چه جورشه٬ چرا اينا اينجوری فيلم ميسازن.... ولی بعدش برام عادی شد. فکر ميکنم گروه فرهان بهم چيزهای جديد و جالبی درباره ی فيلمسازی ياد دادن٬‌اگه اين روشها موفق بشه که عاليه٬ و اگه نشه برميگردم به همون روشهای قديمی و سنتی خودم! انشاالله تا چند سال ديگه که چند تا فيلم ديگه بازی کنم٬ بعنوان يه بازيگر کاملا تغيير ميکنم....! 

Image hosting by TinyPic 

* شما فکر ميکنی سينما هم مثل خيلی چيزای ديگه در هند داره عوض ميشه؟؟ يا فکر ميکنی ما اونقدر سفت و سخت تو سنگر فيلمسازی خودمون ايستاديم که به اين زوديها تغييرپذير نيستيم؟؟

ــ چيزی که برای يکی خوبه ممکنه برای ديگری خوب نباشه!‌ به هر حال تغيير بوجود مياد. ولی تغييرات ناگهانی که مثل طوفان يک باره سرازير ميشن و ميرن دائمی نيستن. در سينمای هند ياش راج هميشه پابرجا خواهد بود چون اين نوع سينما به اصل و ريشه ی ما نزديکتره. ولی همين ياش راج هم در طی سالها تغييراتی در روشهای فيلمسازيش بوجود آورده. درواقع بايد ترکيبی از سنت و مدرنيزه شدن در سينمامون وجود داشته باشه٬‌در عين اينکه پيشرفت ميکنيم و به استانداردهای بين المللی ميرسيم٬ اصل و ريشه مونو هم نبايد فراموش کنيم... 

* فرض کن يه فيلمساز بهت بگه شاهرخ ما بايد قبل از اينکه برای فيلم باهات قرارداد ببنديم٬‌اول بايد يه تغييراتی روت بديم٬‌مثلا مدل موهاتو عوض کنيم يا قيافه تو عوض کنيم يا.... همچين شرايطی رو قبول ميکنی؟؟

ــ نه!‌قبول نميکنم! موهام چرا . ديگه به تغيير مدل مو عادت کردم ولی چيزهای ديگه نه. ديگه تا همين تغيير مو هم که رسيدم کافيه!! اينی که ميگم فکر نکنيد خيلی خودخواهم و خيلی خودمو لوس ميکنم!! نه. ولی اصلا اينجوری ساخته نشدم نميتونم ظاهرمو يا ترکيبمو مدام تغيير بدم. کلا درباره ی خودم نظر منفی ندارم و همه چيزو آسون ميگيرم. درباره ی فيلمها هم همينجوری هستم٬‌زياد سخت نميگيرم. و اين تا حالا به نفعم بوده و برای همين نميخوام تغييرش بدم. 

Image hosting by TinyPic 

* از اون شور و اشتياق و انرژی خيلی زيادت که خيلی هم معروفه بگو....!

ــ من خيلی با شور و اشتياقم ولی ايده آل گرا نيستم. اشتياق من برای اينه که فيلمی رو بسازيم و تا حدی که لازمه براش زحمت بکشيم و بقيه ش ديگه زياد نگرانم نميکنه و راجع بهش فکر نميکنم. به اين ايمان دارم و مدام هم کار ميکنم. خيليها ميگن که من هميشه يه چيز ثابت رو تکرار ميکنم ولی تو ذهن و فکر خودم هر دفعه که کاری انجام ميدم سعی ميکنم نسبت به دفعه ی قبل پيشرفتش بدم. اما در هرحال ديگه نميخواد راجع به اينم زياد حرف بزنيم... اصل اينه که فيلمی رو سريعتر بسازيم٬‌ و فيلم عالی باشه. عالی بودن به معنی ايده آل بودن نيست. طرز فکر من با خيلی از بازيگرا فرق داره. مثلا ميگن امير خان ايده آل گراست. البته من تا حالا سر کار کردن نديدمش ولی مثلا اگه به من بگن بايد يه زبان خاصی رو برای يه فيلم ياد بگيرم٬‌ البته خدا کنه تاميل نباشه چون اين زبان رو اصلا نميتونم ياد بگيرم!٬‌ خودم به روش خودم تمرين ميکنم و تلاش ميکنم و ياد ميگيرمش. جلسه های تمرينی قبل از فيلم و اين چيزا درمورد من کارساز نيست. 

* نظرت راجع به جلسه های تمرينی که قبل از شروع فيلمبرداری برای ايجاد محيط راحت و شناخت بهتر بازيگرها باهم تشکيل ميدن چيه؟

ــ من واقعا هيچ لزومی برای اين جلسه ها نميبينم! مثلا رانی يا پريتی... اگه من بخوام با اونا جلسه های تمرينی هم بذارم ديگه بايد باهاشون زندگی کنم!! ديگه چقدر بیشتر از اين ميتونم با اونا راحت بشم و بيشتر بشناسمشون؟!! حتی يه بار برای يه فيلمی گفتن که برای تمرين رقص يه آهنگ يه روز برم ولی من قبول نکردم و گفتم برای تمرين نميام! ولی همون روز فيلمبرداری ۱ ساعت زودتر ميرم و تا بقيه صحنه رو آماده ميکنن من چندين بار کارم رو تکرار و تمرين ميکنم. فقط يه بار برای تمرين آهنگ «يه کالی کالی آنکن» (بازيگر) رفتم و ديدم هيچجوری نميتونم باهاش کنار بيام و ديگه نرفتم!  

Image hosting by TinyPic

* رامو (رام گوپال ورما) ميگه کار کردن با تو مثل برگشتن به مدرسه ميمونه!

ــ رامو مرد خوبيه٬‌زياد به ديدن من مياد. حدود ۱۶ ساله که ما همديگه رو ميشناسيم.... 

* سياستمدارانه جواب نده!!

ــ نه دیپلماتيک نيستم! من فکر ميکنم ما همديگه رو خوب ميشناسيم برای اينکه اون هروقت بخواد به خونه ی ما مياد. و منم از ديدنش خوشحال ميشم. به هرحال رابطه که يک طرفه نميشه٬‌ اگه من دلم نميخواست بياد پيشم طوری رفتار ميکردم که نياد! ولی منم از ديدنش خوشحال ميشم. ما ميشينيم و باهم حرف ميزنيم٬ ضرورتا هميشه نبايد بحث فيلم ساختن باشه.... خيلی وقتا بهم زنگ ميزنه و ميگه شاه دارم يه فيلم ميسازم٬‌ميخوام بيام تريلرشو بهت نشون بدم.... منم ميگم حتما منتظرم. اون مياد ما ميشينيم و از هر دری صحبت ميکنيم....

* رامو ميگه دلش ميخواد با بازيگرهای خيلی خيلی بزرگ و با مقام عالی کار کنه٬ که از ديد اون شما آنچنان بزرگ نبودی که باهاتون کار نکرده!...

ــ ميدونی... من از عنوان فيلم«بانتی و بابلی» خوشم اومده بود٬‌فقط واسه همون عنوانش دلم ميخواست تو فيلم بازی کنم! وقتی به آدی گفتم اون گفت شاهرخ تو مقام هنريت خيلی بزرگتر از اينه که تو اين فيلم بازی کنی! شخصيت بانتی بايد يه بازيگر تازه کار و جوان باشه... اينا قبل از انتخاب بازيگرای فيلم بود. ميخوام بگم هر کارگردانی برداشت و ديد خودش رو داره. رامو با من کار نکرد چون از ديد اون من آنچنان جايگاه بالايی نداشتم و آدی هم حس ميکرد من جايگاهم خيلی بالاتر از بانتی و بابليه. و خود من هيچکدوم از اينا رو قبول ندارم! من معتقدم يه بازيگرم که ممکنه مناسب يه نقش باشم و مناسب يه نقش ديگه نباشم... فقط شخصيتهای داستانها بزرگ و کوچيک ميشن٬‌بازيگرا نميشن!  

Image hosting by TinyPic

* ميگن بازيگرها بايد نفس بزرگ و بلند منشی داشته باشن تا هيچوقت در شرايط مختلف آسيب پذير نباشن....

ــ قبلانم اينو گفتم که من اينقدر بلند منش هستم که معتقدم وقتی کسی با من کار نميکنه٬ خودش موقعيت بزرگی رو از دست داده!!‌ جدی ميگم٬ من هميشه با اين عقيده ی احمقانه و عجيب و شاخدار زندگی ميکنم که اگه تو نخوای با من کار کنی٬ خودت موقعيت رو از دست ميدی! البته هيچوقت اينو به زبون نميارم چون واقعا خودخواهانه به نظر مياد!! 

* بله خيلی هم خودخواهانه و مغرورانه به نظر مياد....!

ــ ميدونم٬ خيلی خيلی زياد! ولی به هرحال اين دنيای منه! عقايدی که باهاشون زندگی ميکنم و منو جلو ميبرن.... دوست نداری با من کار کنی؟؟ متاسفم برات!! البته کسانی هستن که من از کار کردن باهاشون خيلی لذت ميبرم ولی وقتی مثلا فلان کارگردان دلش نمیخواد با من فيلم بسازه٬ به جهنم!! اون نميدونه چه چيزی رو داره از دست ميده!!!  ۱۶ ساله که اينجا هستم.... ديگه لازم نيست چيزی رو به کسی ثابت کنم٬ نه به خودم نه به ديگران!

........

Image hosting by TinyPic

               ***************************************

حرف آخر:

شايد اين جمله های آخر شاهرخ خيلی خودخواهانه و مغرورانه به نظر بياد ولی درواقع نشانه ی اعتماد بنفس خيلی بالاست و اعتقاد و اعتماد کاملی که به خودش و کارش داره.... و البته اينجور که من از اين مصاحبه و لحن حرف زدن شاهرخ فهميدم تا حدی هم واکنشهای مردم و حرفهاشون نسبت به کانک و اينقدر که سر اين نقش محاکمه ش کردن!! روش تاثير گذاشته و يه مقدار ناراحت يا عصبانيه که مدام ميگه فيلم رو ميسازيم که از ساختنش لذت ببريم و فيلمها رو زياد جدی نميگيرم و .... آخر هم که با يه لحن تندی در عمق حرفاش انگار به يه چيزی معترضه يا نسبت بهش عکس العمل نشون ميده!  به هر حال ... اينا رو که بذاريم کنار .... اعتماد به نفس بالاش منو کشتهههههههه....!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 18:54  توسط امیتاب  | 

! مصاحبه در نيمه شب

 

سلام  اول چند تا خبر بدم بعد برم سر اصل مطلب... اول اینکه حتما خبر دارید پخش مسابقه ی KBC با اجرای شاهرخ خان شروع شده و حسابی هم گل کرده. تمام اخبار جدید و روزانه و عکسهای این برنامه رو میتونید توی سایت بخونید... بعد اینکه «دومین مراسم انتخاب بهترینهای سال» رو برگزار کردیم. اگه یادتون باشه پارسال هم از طرف «طرفداران ایرانی شاهرخ خان» بهترینهای سال رو انتخاب کردیم و قرار شد هرسال اینکارو بکنیم. امسال هم از طریق این لینک میتونید به برگزیده های سال رای بدین. همزمان با مراسم فیلم فیر٬‌ماهم برنده هامون رو اعلام مکینم .... بعد هم اینکه قسمت فروش فیلم سایت هم راه افتاده٬‌دیگه خیلی راحت میتونید فیلمها٬ مصاحبه ها٬ شوهای تلویزیونی٬ کنسرتها٬‌جشنواره ها و .... رو از طریق سایت تهیه کنید و ببینید. آرشیو سایت تقریبا کامل هست و حتی چند قسمت اول مسابقه ی کی بی سی که الان در حال پخش هست رو هم در آرشیو داریم! پس از این به بعد دیگه نگران تهیه فیلم نباشید....  برای اطلاعات بیشتر به این قسمت مراجعه کنید. و در نهایت هم... آتییییییییییییییییییییییییییففففففففففففففففف ..... فقط اینجا رو بخونید بخصوص ۴-۵ صفحه ی آخر٬ دیگه چیزی نمیگم چون اگه یه کلمه شروع کنم به گفتن وبلاگو رو سر خودم خراب میکنم!!!!!!!!

خب ایندفعه یه مصاحبه از شاهرخ براتون نوشتم که در ساعت ۴:۳۰ نیمه شب انجام شده!!!!! بچه م خواب وخوراک نداره که...!! به قول بچه هایی که تو ایرانن.... با هم میخوانیم...!!!

Image hosting by TinyPic 

شاهرخ خان: از ستاره ی ورزش تا دلبر سینما

بله من قبلا ورزشکار بودم. هاکی٬ فوتبال و کریکت بازی میکردم. اما وقتی جوان بودم دچار سانحه شدم و آسیب دیدم و مجبور شدم ورزش حرفه ای رو کنار بذارم. بعد از اون خیلی اتفاقی شروع به کار در تئاتر مدرسه کردم و بعد هم وارد تلویزیون شدم. یه نقش کوتاه در فاوجی به من دادن که بعدا به نقش اصلی سریال تبدیل شد. و بعد از اون کم کم فیلمسازها سراغم اومدن که اون زمان خیلی قاطع نمیخواستم انجام بدم! مثل خیلی از جوونهای اونموقع که بیشتر فیلمهای خارجی نگاه میکردن٬ منم طرفدار فیلمهای خارجی بودم و دوست نداشتم تو فیلم هندی بازی کنم! ولی عزیز میرزا٬ کتان مهتا و سعید که تو سریالهای تلویزیونی باهاشون کار کرده بودم متقاعدم کردن که امتحانش کنم برای همین قبول کردم یه فلیم بازی کنم. در همون زمان مادرم فوت کرد و من تصمیم گرفتم بیام بمبئی و شانسمو امتحان کنم. اون زمان با دختری که دوسش داشتم ازدواج کردم و قرار شد من در بمبئی ۵ تا فیلم بازی کنم و بعد برگردم دهلی. اون موقع دقیقا ۲۶ جون ۱۹۹۱ بود٬ و من هنوز اینجام..... در بمبئی! برای همین فکر میکنم همون آسیب دیدگی که منو از ورزش دور کرد باعث شد که الان بعنوان یه بازیگر مطرح باشم. اونموقع اصلا نمیدونستم که میتونم بازی کنم یا نه٬ هنوزم نمیدونم که میتونم بازی کنم یا نه! ولی الان شهرت و اعتبارم اونقدر روم تاثیر میذاره که به نظرم میاد میتونم بازی کنم! و خوب هم بازی کنم....!

 Image hosting by TinyPic

شاهرخ خان: بازیگر و شاهرخ خان: برَند(سفیر تبلیغاتی)

انسان باید همیشه خودش باشه٬‌اصل باشه٬‌و لازمه ی این اصل بودن اینه که نباید زا بازیگرای دیگه تقلید کرد. این برای من کاملا واضح و روشنه که از هیچ کسی تقلید نمیکنم و در عین حال کار هیچ کسی رو هم بعنوان بازیگر کوچیک نمیکنم. اصلا شاید بهتر باشه بگم من از کسی تقلید نمیکنم چون نمیتونم ادای کسی رو دربیارم! درواقع من خودم هیچوقت تصمیم نگرفتم که یه سفیر تبلیغاتی و یک Brand باشم٬‌اس آر کی (SRK) ایده ی من نبود. خیلی اتفاقی بود که یه شرکت ادکلن سازی فرانسوی تصمیم گرفت اسم عطرش رو SRK بذاره٬ و بعد از اون منم با این عنوان همراه شدم و الان دیگه بهش گیر کردم! درواقع من ازشون پرسیدم SRK چیه؟! و اونا گفتن حروف اول اسمت هست.... آخه من خودم همیشه SK استفاده میکردم! به هر حال من خیلی روی این عناوین تکیه نمیکنم و فکر میکنم بخاطر همینه که موفقم...  

شاهرخ خان و اوقات بیکاری : معتاد بازیهای کامپیوتری!

من واقعا از بازی با پلی استیشن ۲ لذت میبرم. درواقع همین الانم که این مصاحبه تموم بشه میخوام برم بازی کنم! واقعیتش من اگه بخوام زیادی استراحت کنم و بیکار بشینم سردرد میگیرم! همیشه باید مشغول یه چیزی باشم. بچه هامم دیگه اونقدر بزرگ شدن که بتونن بازی کنم و بریا همه مون تفریح خوبیه. تازه دارم به شیریش (شوهر فرح خان و کارگردان جان من) هم یاد میدم که بازی کنه! ....  و اینم بگم که من اصلا کارکردن رو استرس آور و خسته کننده نمیبینم شاید برای اینه که کار کردن رو دوست دارم. اون ۷-۸ ساعتی که کار میکنم منظرم ترین و هدفمند ترین ساعات شبانه روز منه.

Image hosting by TinyPic

تعادل بین کار و تفریح

نمیدونم رمز بین این تعادل رو میدونم یا نه. بعضی از دوستانم که بازیگر هم هستن٬‌بخصوص زنها که مدت زیادی هم منو میشناسن٬ معتقدن من خیلی نامنظم و بیش از اندازه کار میکنم. براشون عجیبه که چرا من نمیتونم زمانی رو هم برای خودم و بدون کارکردن بگذرونم. به نظرشون اصلا درست نیست که من برای خودم وقت نمیذارم و به خودم نمیرسم. به یه سری دلایل عجیب٬ من کارکردن رو زیاد جدی نمیگیرم چون کارکردن برام یه نحوه ی زندگی کردنه. هیچ آمادگی و تمرین قبلی و خاصی برای مثلا اجرای یه صحنه انجام نمیدم٬ و هیچوقت هم از ساعات کار طولانی کلافه نمیشم. نمیخوام بگم خسته شدن یا استرس داشتن برای کار خوب نیست٬‌منظورم اینه که من به بازی کردن بعنوان یه کار نگاه نمیکنم برای همین برام راحت تره.

هدف اینه که شما همه ی تلاشتون رو بکنید٬ کارتون رو به بهترین نحوری که میتونید ارائه بدید و بقیه ی چیزها رو رها کنید تا خودش درست بشه. و از اونجایی که من هیچوقت به صحنه های بعدی که قراره بازی کنم فکر نمیکنم٬‌وقتی زمان فیلمبرداری میرسه راحتم و همون حس طبیعی که نسبت به صحنه دارم رو اجرا میکنم و خوشبختانه روی بیننده تاثیر مثبت هم میذاره. به نظرم اونقدر تو این صنعت کار کردم که بازیگری برام یه روشی از زندگی کردن باشه. دیگه الان برای من خیلی احمقانه ست اگه از مدت طولانی کار یا فیلمبرداری خسته بشم.... درنهایت این شغل منه٬ کار روزانه ی منه.... و شبها هم.... الان که ساعت ۴:۳۰ نصفه شبه و من اینجام!! (این مصاحبه نصف شب انجام شده!)

Image hosting by TinyPic

 شرکت فیلمسازی رد چیلیز

ما یه شرکت داریم که فیلم تهیه میکنه٬ و وقتی میگم «ما» منظورم همه ی کسانیه که برای فیلم کار میکنن٬‌چه بعنوان کارگردان٬‌تهیه کننده و تک تک کارکنان. عزیز و جوهی عضوی از این شرکت هستن٬‌همینطور فرح خان و تمام کارگردانهایی که روی فیلمهای ما کار کردن و در آینده هم انشاالله کار خواهند کرد. بطور متوسط سالانه یک فیلم میسازیم٬ بعضی وقتا فیلممون موفق میشه بعضی وقتا نه. ولی این کارو هیچوقت بعنوان یه بیزینس نگاه نکردم. نه فقط روی بخش تجارت تکیه میکنیم نه اینکه فقط بخوایم فیلمهای هنری و مفهومی بسازیم. شرکت ما متشکل از ۶۰ کارمند٬ ساختمان مجهز به تمام تشکیلات وی اف اکس٬ بخش کامل و مجزا برای تبلیغات و قسمت تولید فیلم هست. البته برای آینده ی شرکت فکرهای زیادی دارم و تصمیم دارم با کمک دوستانم گسترشش بدم و فیلمهای بیشتری بسازم. هرچند طبیعتا نمیتونم توی همه شون بازی کنم چون به اندازه ی کافی سرم شلوغ هست. دوست دارم شرکتم از نظر بودجه و تجهیزات کامل باشه٬ یه جایی که همه ی امکانات فیلمسازی رو بشه توش پیدا کرد.

Image hosting by TinyPic 

کمبود داستان نویسان متبحر در بالیوود

من فکر میکنم ما الان در یه تنگه ی خلاق به سر میبریم و نیاز شدید به فیلمنامه نویسان قصه گو داریم. این چیزیه که ما کم داریم٬‌وگرنه از نظر تجهیزات و تبلیغات خیلی پیشرفت کردیم و جلو هستیم. ۵ سال پیش ۸۰ درصد برنامه های تلویزیون رو فیلم تشکیل میداد ولی الان فقط ۲۰ درصد رو فیلم تشکیل میده. و این نشون میده که تجارت تلویزیون ما چقدر پیشرفت کرده.  

تعریفی از «موفقیت»

اگه آدم بخواد مفهوم موفقیت رو تجزه و تحلیل کنه بعد از یه مدت سرخورده میشه! چون یه عمر زمان لازمه تا آدم بتونه چیزی به لمس ناپذیری موفقیت رو تجزیه و تحلیل کنه... من موفقیتم رو نه مدیون ظاهر و چهره ی خوبمم٬‌چون اصلا خوش قیافه نیستم! نه مدیون استعداد خیلی زیادمم و واقعا هم به این باور ندارم که بهترین بازیگر روی زمینم! چیزی که منو جلو میبره اینه که همیشه دلم میخواد امتحان کنم. از تغییر و تحول و تجربه ی چیزهای جدید نمیترسم و همیشه دوست دارم چیزهایی رو تجربه کنم که قبلا کسی امتحانشون نکرده. من هم میتونم نقش یه آدم بد رو بازی کنم یا یه فیلم مشهور قدیمی رو بازسازی کنم٬ و باوجود استرس و نگرانی ای که دارم ولی میرم جلو و امتحان میکنم. و بعضی وقتها هم پاداشهایی میگیرم٬‌مثل پهلی که در گشیه شکست خورد ولی به اسکار رفت. البته باید اقرار کنم که الان دیگه اشتیاقم برای ریسکهای بزرگ کمرنگ تر شده چون ادم وقتی سنش بالا میره کمتر تمایل داره که بی پروا عمل کنه. فکر میکنم دارم پیر میشم....

 Image hosting by TinyPic

دلیل بازی کردن...

اولین دلیل من برای بازی کردن٬ سرگرم کردنه. ولی الان یه دلیل مهم دیگه هم دارم و اون اینه که به همه ی مردمی که باعث شدن من خیلی بیشتر از اونی که لیاقتمه بدست بیارم٬‌بگم «ممنونم»! من یه مقدار برای همه ی چیزهایی که دارم احساس گناه میکنم٬‌و بهترین راه برای رهایی از یه بخشی از این احساس گناه٬‌اینه که از طریق فیلمهام از مردم تشکر کنم....

Image hosting by TinyPic 

دلیل انتخاب نقشهای غیر متعارف در فیلمهای اخیرش

الان دیگه دارم خودمو در اختیار کارگردان میذارم و چیزی که اون میخوام انجام میدم. برای همین وقتی برای نقشی بهم مراجعه میکنن و معتقدن که بهم میاد٬‌منم قبول میکنم. قبلا خیلی بیشتر تصمیمهای شخصی میگرفتم ولی الان دیگه زیاد سخت نمیگیرم٬ و این احساس خوبی بهم میده. انسان باید تجربه کنه و شانسشو امتحان کنه و به کاری که میکنه ایمان داشته باشه چون زحمت هرکسی بالاخره ثمره میده حتی اگه سالها بعد باشه...

 و پیام شاهرخ برای طرفدارانش....

پیام من برای طرفدارانم همنی که در طول این ۱۷ سال بوده.... "شاد باشید"! خدا شما رو به این دنیا آورده که شاد باشید. پس حتی کوچکترین لحظه های شادی رو هم از زندگی بگیرید و اونا رو محکم نگه دارید چون خیلی مهمه که انسان درهر کاری که انجام میده شاد باشه. من خیلی فیلمها بازی کردم که مردمو ناراحت کرده٬‌حتی کارگردانها و تهیه کننده ها رو هم ناراحت کرده! اصلا اون فیلمها رو نگاه نکنید....!! فقط شاد باشید و از زندگیتون لذت ببرید. و این حرفمو قبول کنید که "شادی مهمترین چیز در زندگیه"..... (یه نمه زیادی نفسش از جای گرم درمیاد٬ نه؟!!!‌ )

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

*************************************************************

ولی خب ماهم حرفشو گوش میکنیم و میگیم.... شاد باشید...

.... و شاهرخی!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 18:49  توسط امیتاب  | 

ولنتاين با شاهرخ

 

ولنتاین مبارک چه برای اونایی که فرشته ی آسمونیشونو از تو ابرا پیدا کردن٬ چه اونایی که پری دریاییشون هنوز از توی اقیانوسا بیرون نیومده....!   یه کادوی شاهرخی عشقولانه  مخصوص ولنتاین براتون دارم امیدوارم خوشتون بیاد...  قسمتی از مقاله ی مجله ی Marie Claire هست که ویژه ی ولنتاین چاپ شده. ولی قبل از اون خبر مربوط به قسمت اول سری جدید برنامه ی کافی ویت کارن رو اینجا بخونید و حتما توی رای گیری انتخاب بهترینهای سال ۲۰۰۶ شرکت کنید

 Image hosting by TinyPic

"....Tu haan kar ya naa kar, Tu hai meri Kiran"   

شاهرخ راه رسیدن به شهرت رو به آسونی طی نکرده. کشت تا به اینجا رسید! او شیلپا شتی رو از بلندی به پایین پرت کرد تا یه «بازیگر» دخترکش متولد بشه.... اولین فیلمش با یاش راج هم کلیشه ها رو شکست. توی «دَر» او نقش یک عاشق شیدا و مجنون رو بازی کرد که مخفیانه دختر آرزوهاشو تعقیب میکرد و حتی با مادر فوت شده ش پنهانی گفتگو میکرد.! مثل «بازیگر»٬ «در» هم به قیمت جون شاهرخ تموم شد!

"..... Mein aapki beti ko cheen ne nahi, pane aaya hoon"

«دیلواله دولهانیا له جائنگه».... درست یک سال بعد از "هم آپکه هه کاون"! HAHK فیلم خیلی سختی بود که شاهرخ بخواد راهش رو ادامه بده. ولی او یک راه حل چهار حرفی براش پیدا کرد: DDLJ! این فیلم چهره ی شاهرخ رو زیر و رو کرد و اونو از یک ضد قهرمانِ خشن به یک قهرمان دوست داشتنی تبدیل کرد.... او تصمیم گرفت دل خانواده ی معشوقه ش رو بدست بیاره تا اینکه با او فرار کنه. تنها صحنه ی خشن فیلم وقتی بود که نامزد شکست خورده ی دختر تصمیم گرفت دنبال شاهرخ بره و اونو کتک بزنه.... خیلی از خرافاتیهای بالیوود معتقد بودن لازم بود شاهرخ در پایان فیلم بینی خونی داشته باشه تا فیلم موفق بشه!! ... و دیلواله تبدیل به یک افسانه در تاریخ سینمای هند شد.... شاید واقعا هم حق با اون طالع بین ها بوده! و شاید شاهرخ همچنان به زخمی و نابود شدن در پایان فیلمها ادامه بده....!

".... Jis ladki se main pyaar karta hoon, woh to is duniya mein hai hi nahi"

در آستانه ی قرن جدید٬ شاهرخ یک قدم دیگه هم پیشرفت کرد و دختر آرزوهاش اصلا در این دنیا نبود! اما او همچنان عاشقش موند تا نشون بده عشق بی قید و شرطه و حتی مرگ هم این بین هیچ قدرتی نداره!‌

Image hosting by TinyPic

از "کشتن برای عشق" تا "مردن برای عشق" شاهرخ نقش همه جور عاشق رو بازی کرده. در «دوداس» غرق در غمهاش بود٬‌ در «کل هوناهو» سعی در ترمیم قلب ضعیفش داشت٬‌در «گبهی خوشی گبهی غم» خانه ش رو ترک کرد٬‌در "ویرزارا" کشورش رو ترک کرد و در "پهلی"این دنیا رو ترک کرد! و حالا شما در به در دنبال این SRK میگردین تا باهاش درباره ی "قلب"٬‌ "شعله های فوران کشیده ی عشق"و "درد" صحبت کنید.... ولی موبایل همچنان در دسترس نیست! در حالیکه روی عکسش در بیلبوردهای بزرگ کی بی سی  در سطح شهر نوشته شده: خطهای تلفن همیشه برای تماس شما باز است!!

Image hosting by TinyPic

......

اوه! بالاخره جواب داد! برعکس موبایلش٬ خودش همیشه آماده ست!‌ الان داره در یکی از بهترین بخشهای شهرک سینمایی برای ام شانتی ام فیلمبرداری میکنه. بالاخره پیغام ما بعد از ۷ ساعت بهش رسید! گرفتن SRK انگار جدی غیر ممکنه!!

فیلمبرداری تموم میشه٬‌ شیفت کاری بقیه تموم میشه ولی تنها چیزی که شاهرخ رو از بقیه اعضای گروه متمایز میکنه اینه که او بلافاصله برای یک شیفت کاری تمام وقت دیگه برای فیلمبرداری KBC به یکی دیگه از استودیوهای شهرک سینمایی میره تا شرکت کننده ها رو تشویق به ادامه ی مسابقه کنه و حتی برای راحتی اونا ماساژشون بده! درحالیکه در اعماق ذهنش٬ یا بهتر بگم در نقطه ی کوچکی از کمرش٬ میدونه که خودش به این ماساژ احتیاج داره! ولی واقعیت اینه که شاه باید ادامه بده.....

Image hosting by TinyPic

                             ************************************

سال ۱۹۸۴. شاهرخ به همراه یک گروه نمایشی به اسم TAG قرار بود در دبیرستان دخترانه ی Loreto Convent در دهلی برنامه اجرا کنن. گوری چیبا٬ دختری در کلاس نهم٬ با لباس مدرسه ی آبی و سفید٬‌اولین بار شاهرخ رو در اون سالن نمایش میبینه... مردی که قرار بود یک سوپر قهرمان بشه... یه پسر لاغر با موهای بلند٬ اون فکر میکرد همه چیز شاهرخ مثل خواننده Prince میمونه! حالا ما باید اینو بعنوان یه تعریف به حساب بیاریم؟! خودش میگه: "این یعنی اینکه شاهرخ به نظرم خیلی زشت بود!" خانواده ی چیبا که یک خانواده ی پیوسته ی بزرگ در دهلی بودن در نزدیکی پارکی به اسم پانچشیل زندگی میکردن. اون روزا گوری عادت داشت با دوستانش به کلوپی در نزدیکی خونه شون میرفتن. و در یک مهمانی در همون کلوپ بود که گوری و شاهرخ برای بار دوم همدیگه رو ملاقات کردن. ویوک کوشالانی٬ دوست دوران مدرسه ی شاهرخ دقیقا یادشه که اون روز چه اتفاقی افتاد... هرکدوم از اونا بلافاصله که وارد مهمانی شدن چشمون به یه دختر افتاد٬ و شاهرخ مستقیم چشمش به گوری افتاد.... بعد از اون اونا چندبار همدیگه رو در کلوپ ملاقات کردن و یه روز شاهرخ از طریق یکی از دوستان مشترکشون برای گوری پیغام فرستاد که "من میخوام تو رو ببینم!" ولی رفت و آمدشون تا چند سال بعد در حد رفت و آمدهای گروهی باقی موند. و این مدتی بود که طول کشید تا دوستی اونا تبدیل به رومانس بشه.... "آروم آروم٬ خیلی آروم رابطه ی ما تبدیل به یه رابطه ی عمیق شد و جنسش عوض شد..."گوری.

Image hosting by TinyPic

شاهرخ یه خواستگاری خیلی خودمونی و معمولی از گوری کرد: "رابطه ی ما طوری شده بود که اینو فهمیده بودیم که میخوایم باهم ازدواج کنیم٬‌دیگه نیازی نبود به زبون بیاریم.... فقط یادمه که بهش گفتم دوستش دارم. یه بار که اونو برده بودم تا خونه شون برسونم فقط بهش گفتم که میخوام باهاش ازدواج کنم. و سریع رفتم٬‌حتی منتظر جواب هم نشدم! " شاهرخ.

ولی هرچی زمان بیشتر میگذشت گوری نسبت به آینده ی رابطه شون نگرانتر و محتاط تر میشد٬‌اون میدونست که خانواده ش با یه دوست پسر مسلمان موافقت نمیکنن. و خودشم از این واقعیت که شاهرخ بازیگر بود متنفر بود! از طرف دیگه هرچقدر شاهرخ نسبت به رابطه ش با گوری احساس ناامنی بیشتری میکرد٬‌بیشتر نسبت به اون حساس و متعصب میشد. اولش گوری خوشش میومد که شاهرخ اینقدر مراقبشه و همه جا ازش مراقبت و حمایت میکنه٬‌ولی کم کم شاهرخ بیش از اندازه غیرتی و متعصب میشد... گوری اجازه نداشت با دیگران حرف بزنه٬‌اجازه نداشت موهاشو باز بذاره٬‌نمیتونست مایو بپوشه٬ ... شاهرخ کلی از اینجور قوانین براش وضع کرده بود! شاهرخ اینقدر درباره ی گوری متعصب بود که حتی یک بار دوست پسر یکی از دوستان گوری رو کتک زد فقط برای اینکه اون پسر یه بار با گوری ملاقات کرده بود!

Image hosting by TinyPic

زمان به سرعت سپری میشد و شاهرخ دیگه فقط بازیگر فاوجی در دهلی نبود... کم کم پیشنهاد بازی در سریالها از بمبئی رو دریافت میکرد. ولی گوری دید خوبی به آینده ی کاری شاهرخ نداشت. اون مدت دوران سختی برای گوری بود٬‌بالیوود محیطی ناآشنا و نامناسب به نظر میومد و بمبئی هم از محل تولد و زندگی گوری خیلی دور بود... وقتی شاهرخ برای کار به بمئی اومده بود٬‌هر روز از تلفن عمومی به گوری زنگ میزد ولی این مکالمه ها اکثرا یک طرفه بود: بیشتر شاهرخ حرف میزد و گوری فقط در حد یکی دو کلمه مختصر جوابشو میداد. شاهرخ روزانه حدود ۱۰۰ روپیه پول تلفن میداد ولی صحبتها هیچوقت آروم کننده و رضایت بخش نبود چون بیشتر وقتا حرفشون به دعوا ختم میشد! شاهرخ یادش میاد:"گوری از اینکه من در بمبئی بودم راضی نبود٬ مدام میپرسید تو اونجا چیکار میکنی؟! با کدوم هنرپیشه زن بازی میکنی؟!! .... این شک و تردید ها طبیعی بود بخصوص برای خانواده ای که اصلا اهل دنیای سینما نبودن و از نظرشون بازیگری یه کار ..... محسوب میشد!!" هرچی زمان میگذشت گوری بیشتر ناراحت و نگران میشد٬‌پشت تلفن یا سکوتهای طولانی بود یا دعواهای مکرر.... شاهرخ میپرسید "چی شده گوری؟ تو چی میخوای؟! میخوای من کارم و شغلمو ول کنم؟!! " و جواب این بود: "تو منو ول کردی.....!"

و تنها یک راه حل وجود داشت.... "با من ازدواج کن و ما باهم به بمبئی میایم...." و جواب گوری همونطور خلاصه و مختصر بود: "باشه!" ........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 18:46  توسط امیتاب  | 

بهترین هنرپیشه های مرد سینمای هند

شاید دلتون بخواد بهترین هنرپیشه های مرد سینمای هند را هم بشناسید.اینم برندگان جوایز فیلم فیر برای بهترین هنرپیشه نقش اول مرد  از ابتدا تا کنون  :
1953-دییلیپ کومار(Daag)
1954-بهارات بوشان(Shri Chaitanya Mahaprabhu)
1955-دیلیپ کومار(Azad)
1956-دیلیپ کومار(Devdas)
1957-دیلیپ کومار(Naya Daur)
1958-دو آناند(Kala Pani)
1959-راج کاپور (Anari)
1960-دیلیپ کومار(Kohinoor)
1961-راج کاپور(Jis Desh Mein Ganga Behti Hai)
1962-آشوک کومار(Rakhi)
1963-سونیل دات(Mujhe Jeene Do)
1964-دیلیپ کومار(Leader)
1965-سونیل دات(Khandaan)
1966-دو آناند(Guide)
1967-دیلیپ کومار(Ram aur Sham)
1968-شامی کاپور(Brahmachari)
1969-آشوک کومار(Ashirwad)
1970-راجش کنا(Sacha Jhoota)
1971-راجش کنا(Anand)
1972-مانوج کومار(Be-Imaan)
1973-ریشی کاپور(Bobby)
1974-راجش کنا(Aavishkar)
1975-سانجیو کومار(Aandhi)
1976-سانجیو کومار(Arjun Pandi)
1977-آمیتاب باچان(Amar Akbar Anthony)
1978-آمیتاب باچان(Don)
1979-آمول پالکار(Gol Maal)
1980-نصیرالدین شاه(Aakrosh)
1981-نصیرالدین شاه(Chakra)
1982-دیلیپ کومار(Shakti)
1983-نصیرالدین شاه(Masoom)
1984-آنوپام کر(Saaransh)
1985-کمال حسن(Saagar)
1986-جایزه داده نشد.
1987-جایزه داده نشد.
1988-آنیل کاپور(Tezaab)
1989-جکی شروف(Parinda)
1990-سانی دیول(Ghayal)
1991-آمیتاب باچان(Hum)
1992-آنیل کاپور(Beta)
1993-شاهرخ خان(Baazigar)
1994-نانا پتکار(Krantiveer)
1995-شاهرخ خان(Dilwale Dulhaniya Le Jayenge)
1996-امیر خان(Raja Hindustani)
1997-شاهرخ خان(Dil To Pagal Hai)
1998-شاهرخ خان(Kuch Kuch Hota Hai)
1999-سانجای دات(Vaastav)
2000-هریتیک روشن(Kaho Na Pyaar Hai)
2001-امیر خان(Lagaan)
2002-شاهرخ خان(Devdas)
2003-هریتیک روشن(Koi Mil Gaya
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 15:22  توسط امیتاب  | 

اسکار

اسکار هالیوود

 

 

هفتادو هفتمین دوره اسکار

 

باربارا استرایدسون بازيگرقديمی هاليوودبا داستين هافمن در حال خوندن اسم بهترين کارگردانی: کلینت ایستوود (بچه یک میلیون دلاری )

 

جوليا رابرتز و کلينت ايستوود      ـ   داستين هافمن و کلينت ايستوود            

اسکار بهترین کارگردانی را به سالمند ترین کارگردان آمریکایی کلینت استیوود دادند این کارگردان 74 ساله که دو بار برای گرفتن مجسمه بروی صحنه آمد خود را فقط یک کودک خواند که راه زیادی را در سینما پیش رو دارد .

بازیگرنقش اول زن : هیلاری سوانک فیلم (بچه یک میلیون دلاری)دومین تندیس اسکار را در کارنامه هنریش ثبت کرده اگه خنگول نشده باشم شان پن بازيگر هاليووی برنده اسکار پارسال جايزه رو دادره می ده .  

بازیگر مرد : جیمی فاکس  (ری) اين جايزه رو از چارليز ترون بازيگر هاليوودی که سال قبل هم برنده جايزه شد گرفت .

 

بازیگر مکمل مرد : مورگان فریمن (بچه یک میلیون دلاری)

بازیگر مکمل زن : کیت بلانشت : (هوانورد)

بهترین فیلم خارجی : الخاندرو آمنابارکارگردان (دریای درون) 

فیلم برداری : (هوانورد) * تدوین فیلم : (هوانورد) *طراحی لباس : (هوانورد)

تدوین صدا : (باور نکردنی ها) *صدا برداری : (ری) *جلوه های ویژه :  (مرد عنکبوتی 2) * چهره پردازی : (لمونی اسنیکت : مجموعه ای از وقایع ناگوار)

موسیقی متن : یان ای پی کازمارک (به دنبال نا کجا آباد)

آلخندرو آمنابار کار گردان (دریای درون) پس از دریافت اسکار بهترین فیلم اليخاندرو آمانبار خارجی گفت : این فیلم براساس زندگی مردی ساخته شده که به رغم تمایلش برای مرگ به اطرافیانش زندگی را هدیه می کرد . بنا براین قسمتی از جایزه برای او اختصاص دارد .

به نظر من که این هالیوودی ها با این که سینماشون مشهورتره و همه می دونن که سینما از اون جا شروع شده ولی از بعضی لحاظ انگاری که خیلی عقب هستن چون تا حالا به بازیگرای خوبشون به خاطر رنگ پوست جایزه ندادن  ولی توی مراسم فیلم فیر من دو تا صنعت رو مقایسه نمی کنم یه همدلی دیگه هست که هیجا دیگه نیست هند و پاکستان رو که با هم اختلاف دارن کنار هم می بینیم. خلاصه آقا خوش باشین با این دوتا سینما من که هردو رو دوست دارم هر کدومشو به نحوی البته بعضی وقتا بالیوودو بیشر دیگه  . عکسهايی از مراسم اسکار  به همراه رد کاربت مسير عبور بازیگران هاليوود برای گرفتن اسکار امسال . 

آل پاچينو ی گاد فادررررررررررررر داره به يکی جايزه ميده يادم نيست جايزش چی بود سلما هايک بازيگر دسپرادوچه نازم شده

 تيم رابينس             و             جان تراولتا

عکس دو نفره هيلاری و جيمی هنرپيشه های اول امسال

  جانی دیپ کانديدای نقش اول مرد برای فيلم به دنبال ناکجا آبد که برای بار دوم موفق نشد . در کنار همسرش وانسا و کيت وينست بازيگر همين فيلم

 گوينتی پاور ـ هالی بری برنده سابق اسکارکه امسال تمشک بدترين هنرپيشه رو گرفت برای فيلم زن گربه ای

بيانسه خواننده مشهور که در مراسم اجرا داشت کارلوس سانتانای گيتاريست

کيت بلانچ برنده جايزه نقش مکمل زن امسال برای فيلم هوانورد ـ کيت وينست کانديدای بهترين بازيگر زن نقش اول

سلما هايک    و    پنلوپه کروز                       دروباری مور                    

 

 بيانسه در حال اجرای شو

 آنتونی يو بندارس بازيگر و گيتاريست و خواننده مکزيکی به همراه همسرش که بازيگره اسمش يادم رفته  چارليز ترون برنده پارسالی نقش اول زن

سکوی اسکار که بيانسه شو داره اجرا می کنه  ـ آنتونیو بندارس به همراه گيتاريست کارلوس سانتانا ـ نه بابا ما فکر می کرديم فقط تو مراسم فيلم فير باليوودی ها رسمه آهنگ بخونن اينجام رسمه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 15:16  توسط امیتاب  | 

مصاحبه : امير خان

مصاحبه : امير خان

 

AAMIR KHAN

 

کمی در مورد رنگ دبستی صحبت کن .

خب فکر می کنم خیلی خیلی زود باشد که بخوام حالا در مورد آن چیزی بگویم ، تنها چیزی که می توانم بگویم این است که تا آخر ماه زمان فیلمبرداری آن مشخص خواهد شد و از ماه آینده فیلمبرداری آغاز میشود و اینکه من برای این فیلم چهره و گریم متفاوتی خواهم داشت و همان طور که می بینید تمام موهایم را کوتاه کرده ام .

 گريم امير در فيلم قبليش موهاشو بلند کرده بود و چهرشم که معلومه ديگه عکس الان شو ژيدا نکردم .

داستان فیلم تاریخی است ؟

به من نگاه کتید این ظاهر موهایم اصلا شبیه نقشهای تاریخی است (با خنده) رنگ دبستی ، یک فیلم مدرن و امروزی است و داستان آن در مورد جوانان همین دوره و زمانه است .

لطفا کمی بیشتر توضیح دهید .

داستان آن در مورد جامعه و مردم ، همین عصر است ، جوانان امروز ، هدفهای آن ها ، صحبتها و سوگیری هایشان و اتفاقات و روابط اجتماعی مختلف که در جامعه وجود دارد .

چه چیزی باعث شد که شما حضور در این نقش و این فیلم را بپذیرید ؟

فیلمنامه ، فیلمنامه فیلم فوق اعاده عالی است .

( دل چهتاهه ) با وجود اینکه شما آن را یک فیلم مودرن و امروزی می نامید آیا با " دل چهتاهه " شباهتی خواهد داشت ؟

فقط زمان و مکانی که شخصیت ها در آن وجود دارند ، یکسان است ، اما داستان این فیلم بسیار عاشقانه تر و عاطفی تر از دل چهتاهه (دلت می خواد) است .

نظرت راجع به راکش مهرا (کارگردان فیلم ) چیست ؟

راکش کارگردانی باهوش و با استعداد است . فکر می کنم فیلمنامه ای که او برای این فیلم نوشت یکی از زیباترین و جذاب ترین فیلمنامه ها یی است که تا به حال دیده ام و به همین دلیل فکر می کنم فیلم نیز متناسب با آن ، خوب باشد . من کارهای قبلی راکش را دیده ام و از فیلم " عکس " بسیار خوشم می آید .

نظرتان در مورد حضور بازیگران خارجی در سینمای هندوستان چیست ؟به نظرم همه چیز به داستان و فیلمنامه فیلم ارتباط دارد . اگر داستان فیلم طوری است که حضور هنرپیشگان خارجی در نقشی لازم است مسلما باید از آن استفاده شود .

 

شما معمولا بسیار کم کار می کنید ، معیارتان برای انتخاب فیلم هایتان چگونه است ؟

بیشتر از همه به داستان فیلم دقت می کنم و اهمیت می دهم . اگر داستان آن بر من تاثیر بگذارد و قلب و احساسم را تحت تاثیر قرار دهد . آن فیلم را می پذیرم و من داستان رنگ دبستی را دوست ارم ، داستان آن  مرا تکان داد .

آیا فیلم پیام خاصی دارد ؟ پیامی که فیلم سعی در انتقال آن دارد ، مسئولیت انسان ها در مقابل جامعه و مردم است و تاثیری که انتخاب ها و راه و روش آن ها بر روی زندگی بقیه دارد . اینکه ما موظفیم در مقابل دیگران احساس مسئولیت داشته باشیم . اما به هر حال فیلم قصد نصیحت و موعظه را ندارد .

شما در چند سال گذشته به طور مداوم در حال تغییر چهره بوده اید ، تصویری که دوست دارید از خودتان داشته باشید ، کدام یک از آنهاست ؟

اصلا فراموش کرده ام ، تصویر مورد علاقه ام کدام است ، حالا دیگر احساس می کنم تصویر ، نقشی که در حال اجرای آن هستم ، تصویر مورد علاقه ام است .

شما یکی از معدود بازیگرانی هستید که بازی حسی و زیر پوستی دارید ؟!

بله ، من دوست دارم که به جستوجوی نقش بروم ، به عمق آن برسم و بتوانم مانند آن فکر کنم و به خاطر همین است که تا مدتی که در حال اجرای نقشی هستم ، این آزادی و موقعیت را برای خودم فراهم می کنم تا مانند او فکر و عمل کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 15:13  توسط امیتاب  | 

مطالب قدیمی‌تر